• قانون مدنی

ماده ۱ قانون مدنی

ماده ۱ مصوبات مجلس شورای اسلامی و نتیجه همه پرسی پس از طی مراحل قانونی به رئیس جمهور ابلاغ می شود. رئیس جمهور باید ظرف مدت پنج روز آن را امضا و به مجریان ابلاغ نماید و دستور انتشار آن را صادر کند و روزنامه رسمی موظف است ظرف مدت ۷۲ ساعت پس از ابلاغ منتشر نماید. تبصره – در صورت استنکاف رئیس جمهور از امضا یا ابلاغ در مدت مذکور در این ماده به دستور رئیس مجلس شورای اسلامی روزنامه رسمی موظف است ظرف مدت ۷۲ ساعت مصوبه را چاپ و منتشر نماید. ..
13 دی 1399

ماده 2 قانون مدنی

ماده ۲- قوانین ۱۵ روز پس از انتشار در سراسر کشور لازم الاجراء است مگر آن که در خود قانون، ترتیب خاصی برای موقع اجرا مقرر شده باشد. ..
13 دی 1399

ماده 3 قانون مدنی

ماده ۳- انتشار قوانین باید در روزنامه رسمی به عمل آید. ..
13 دی 1399

ماده 4 قانون مدنی

ماده ۴- اثر قانون نسبت به آتیه است و قانون نسبت به ما قبل خود اثر ندارد مگر اینکه در خود قانون مقررات خاصی نسبت به این موضوع اتخاذ شده باشد. ..
13 دی 1399

ماده 5 قانون مدنی

ماده ۵- کلیه سکنه ایران اعم از اتباع خارجه و داخله مطیع قوانین ایران خواهند بود مگر در مواردی که قانون استثناء کرده باشد. ..
13 دی 1399

ماده 6 قانون مدنی

ماده ۶- قوانین مربوط به احوال شخصیه از قبیل نکاح و طلاق و اهلیت اشخاص و ارث در مورد کلیه اتباع ایران ولو اینکه مقیم در خارجه باشند مجری خواهد بود. ..
13 دی 1399

ماده 7 قانون مدنی

ماده ۷- اتباع خارج مقیم در خاک ایران از حیث مسائل مربوط به احوال شخصیه و اهلیت خود و همچنین از حیث حقوق ارثیه در حدود معاهدات مطیع قوانین و مقررات دولت متبوع خود خواهند بود. ..
13 دی 1399

ماده 8 قانون مدنی

ماده ۸- اموال غیر منقول که اتباع خارجه در ایران بر طبق عهود تملک کرده یا میکنند از هر جهت تابع قوانین ایران خواهد بود. ..
13 دی 1399

ماده 9 قانون مدنی

ماده ۹- مقررات عهودی که بر طبق قانون اساسی بین دولت ایران و سایر دول منعقد شده باشد در حکم قانون است. ..
13 دی 1399

ماده 10 قانون مدنی

ماده ۱۰- قراردادهای خصوصی نسبت به کسانی که آن را منعقد نموده‌اند در صورتی که مخالف صریح قانون نباشد نافذ است. ..
13 دی 1399

ماده 11 قانون مدنی

ماده ۱۱- اموال بر دو قسم است منقول و غیر منقول. ..
13 دی 1399

ماده 12 قانون مدنی

ماده ۱۲- مال غیرمنقول آن ست که از محلی به محل دیگر نتوان نقل نمود اعم از اینکه استقرار آن ذاتی باشد یا به واسطه عمل انسان به نحوی که‌ نقل آن مستلزم خرابی یا نقص خود مال یا محل آن شود. ..
13 دی 1399

ماده 13 قانون مدنی

ماده ۱۳- اراضی و ابنیه و آسیا و هر چه که در بنا منصوب و عرفاً جزء بنا محسوب میشود غیر منقول است و همچنین است لوله‌ها که برای جریان‌ آب یا مقاصد دیگر در زمین یا بنا کشیده شده باشد. ..
13 دی 1399

ماده 14 قانون مدنی

ماده ۱۴- آینه و پرده نقاشی و مجسمه و امثال آنها در صورتی که در بنا یا زمین به کار رفته باشد به طوری که نقل آن موجب نقص یا خرابی خود آن‌ یا محل آن بشود غیر منقول است. ..
13 دی 1399

ماده 15 قانون مدنی

ماده ۱۵- ثمره و حاصل مادام که چیده یا درو نشده است غیر منقول است اگر قسمتی از آن چیده یا درو شده باشد تنها آن قسمت منقول است. ..
13 دی 1399

ماده 16 قانون مدنی

ماده ۱۶- مطلق اشجار و شاخه‌های آن و نهال و قلمه مادام که بریده یا کنده نشده است غیر منقول است. ..
13 دی 1399

ماده 17 قانون مدنی

ماده ۱۷- حیوانات و اشیائی که مالک آن را برای عمل زراعت اختصاص داده باشد از قبیل گاو و گاومیش و ماشین و اسباب و ادوات زراعت و تخم‌ و غیره و به طور کلی هر مال منقول که برای استفاده از عمل زراعت لازم و مالک آن را به این امر تخصیص داده باشد از جهت صلاحیت محاکم و‌ توقیف اموال جزو ملک محسوب و در حکم مال غیر منقول است و همچنین است تلمبه و گاو و یا حیوان دیگری که برای آبیاری زراعت یا خانه و باغ‌ اختصاص داده شده است. ..
13 دی 1399

ماده 18 قانون مدنی

ماده ۱۸ حق انتفاع از اشیاء غیر منقوله مثل حق عمری و سکنی و همچنین حق ارتفاق نسبت به ملک غیر از قبیل حق‌العبور و حق‌المجری و‌ دعاوی راجعه به اموال غیر منقوله از قبیل تقاضای خلع ید و امثال آن تابع اموال غیر منقول است. ..
13 دی 1399

ماده 19 قانون مدنی

ماده ۱۹- اشیائی که نقل آن از محلی به محل دیگر ممکن باشد بدون اینکه به خود یا محل آن خرابی وارد آید منقول است. ..
13 دی 1399

ماده 20 قانون مدنی

ماده ۲۰- کلیه دیون از قبیل قرض و ثمن مبیع و مال‌الاجاره عین مستاجره از حیث صلاحیت محاکم در حکم منقول است ولو اینکه مبیع یا عین‌ مستاجره از اموال غیرمنقوله باشد. ..
13 دی 1399

ماده 21 قانون مدنی

ماده ۲۱- انواع کشتیهای کوچک و بزرگ و قایقها و آسیاها و حمام هایی که در روی رودخانه و دریاها ساخته میشود و میتوان آنها را حرکت داد و‌ کلیه کارخانه‌هایی که نظر به طرز ساختمان جزو بنای عمارتی نباشد داخل در منقولات است ولی توقیف بعضی از اشیاء مزبوره ممکن است نظر به‌ اهمیت آنها موافق ترتیبات خاصه به عمل آید. ..
13 دی 1399

ماده 22 قانون مدنی

ماده ۲۲- مصالح بنائی از قبیل سنگ و آجر و غیره که برای بنائی تهیه شده یا به واسطه خرابی از بنا جدا شده باشد مادامی که در بنا به کار نرفته‌ داخل منقول است. ..
13 دی 1399

ماده 23 قانون مدنی

ماده ۲۳- استفاده از اموالی که مالک خاص ندارد مطابق قوانین مربوطه به آنها خواهد بود. ..
13 دی 1399

ماده 24 قانون مدنی

ماده ۲۴- هیچکس نمیتواند طرق و شوارع عامه و کوچه‌هایی را که آخر آنها مسدود نیست تملک نماید. ..
13 دی 1399

ماده 25 قانون مدنی

ماده ۲۵- هیچکس نمیتواند اموالی را که مورد استفاده عموم است و مالک خاص ندارد از قبیل پلها و کاروانسراها و آبه آنبارهای عمومی و‌ مدارس قدیمه و میدان گاههای عمومی تملک کند. و همچنین است قنوات و چاههایی که مورد استفاده عموم است. ..
13 دی 1399

ماده 26 قانون مدنی

ماده ۲۶- اموال دولتی که معد است برای مصالح یا انتفاعات عمومی مثل استحکامات و قلاع و خندق‌ها و خاکریزهای نظامی و قورخانه و اسلحه و ذخیره و سفاین جنگی و همچنین اثاثه و ابنیه و عمارات دولتی و سیم های تلگرافی دولتی و موزه ها و کتابخانه‌های عمومی و آثار تاریخ و امثال آنها و بالجمله آنچه از اموال منقوله و غیر منقوله که دولت به عنوان مصالح عمومی و منافع ملی در تحت تصرف دارد، قابل تملک خصوصی نیست و همچنین اموالی که موافق مصالح عمومی به ایالت و ولایت یا ناحیه یا شهری اختصاص یافته باشد. ..
13 دی 1399

ماده 27 قانون مدنی

ماده ۲۷ اموالی که ملک اشخاص نمیباشد و افراد مردم میتوانند آنها را مطابق مقررات مندرجه در این قانون و قوانین مخصوصه مربوطه به هر‌یک از اقسام مختلفه آنها تملک کرده و یا از آنها استفاده کنند مباحات نامیده میشود مثل اراضی موات یعنی زمینهائی که معطل افتاده و آبادی و کشت و‌زرع در آنها نباشد. ..
13 دی 1399

ماده 28 قانون مدنی

ماده ۲۸- اموال مجهول‌ المالک با اذن حاکم یا ماذون از قبل او به مصارف فقرا می‌رسد. ..
13 دی 1399

ماده 29 قانون مدنی

ماده ۲۹ ممکن است اشخاص نسبت به اموال علاقه‌های ذیل را دارا باشند: ۱- مالکیت (‌اعم از عین یا منفعت). ۲- حق انتفاق. ۳- حق ارتفاق به ملک غیر. ..
13 دی 1399

ماده 30 قانون مدنی

ماده ۳۰ هر مالکی نسبت به مایملک خود حق همه گونه تصرف و انتفاع دارد مگر در مواردی که قانون استثناء کرده باشد. ..
13 دی 1399

ماده 31 قانون مدنی

ماده ۳۱- هیچ مالی را از تصرف صاحب آن نمیتوان بیرون کرد مگر به حکم قانون. ..
13 دی 1399

ماده 32 قانون مدنی

ماده ۳۲- تمام ثمرات و متعلقات اموال منقوله و غیر منقوله که طبعاً یا در نتیجه عملی حاصل شده باشد بالتبع مال مالک اموال مزبوره است. ..
13 دی 1399

ماده 33 قانون مدنی

ماده ۳۳- نما و محصولی که از زمین حاصل میشود مال مالک زمین است چه به خودی خود روئیده باشد یا به واسطه عملیات مالک مگر اینکه‌ نما یا حاصل از اصله یا حبه غیر حاصل شده باشد که در این صورت درخت و محصول مال صاحب اصله یا حبه خواهد بود اگر چه بدون رضای صاحب زمین کاشته شده باشد. ..
13 دی 1399

ماده 34 قانون مدنی

ماده ۳۴- نتایج حیوانات در ملکیت تابع مادر است و هر کس مالک مادر شد مالک نتایج آن هم خواهد شد. ..
13 دی 1399

ماده 35 قانون مدنی

ماده ۳۵- تصرف به عنوان مالکیت دلیل مالکیت است مگر اینکه خلاف آن ثابت شود. ..
13 دی 1399

ماده 36 قانون مدنی

ماده ۳۶- تصرفی که ثابت شود ناشی از سبب مملک یا ناقل قانونی نبوده معتبر نخواهد بود. ..
13 دی 1399

ماده 37 قانون مدنی

ماده ۳۷- اگر متصرف فعلی اقرار کند که ملک سابقاً مال مدعی او بوده است در این صورت مشارالیه نمیتواند برای رد ادعای مالکیت شخص‌ مزبور به تصرف خود استناد کند مگر اینکه ثابت نماید که ملک به ناقل صحیح به او منتقل شده است. ..
13 دی 1399

ماده 38 قانون مدنی

ماده ۳۸- مالکیت زمین مستلزم مالکیت فضای محاذی آن است تا هر کجا بالا رود و همچنین است نسبت به زیر زمین بالجمله مالک حق همه گونه‌ تصرف در هوا و فراز گرفتن دارد مگر آنچه را که قانون استثناء کرده باشد. ..
13 دی 1399

ماده 40 قانون مدنی

ماده ۴۰- حق انتفاع عبارت از حقی است که به موجب آن شخص میتواند از مالی که عین آن ملک دیگری است یا مالک خاصی ندارد استفاده کند. ..
13 دی 1399

ماده 39 قانون مدنی

ماده ۳۹- هر بنا و درخت که در روی زمین است و همچنین هر بنا و حفری که در زیر زمین است ملک مالک آن زمین محسوب میشود مگر اینکه‌ خلاف آن ثابت شود. ..
13 دی 1399

ماده 41 قانون مدنی

ماده ۴۱- عمری حق انتفاعی است که به موجب عقدی از طرف مالک برای شخص به مدت عمر خود یا عمر منتفع و یا عمر شخص ثالثی برقرار ‌شده باشد. ..
13 دی 1399

ماده 42 قانون مدنی

ماده ۴۲- رقبی حق انتفاعی است که از طرف مالک برای مدت معینی برقرار میگردد. ..
13 دی 1399

ماده 43 قانون مدنی

ماده ۴۳- اگر حق انتفاع عبارت از سکونت در مسکنی باشد سکنی یا حق سکنی نامیده میشود و این حق ممکن است به طریق عمری یا به طریق ‌رقبی برقرار شود. ..
13 دی 1399

ماده 44 قانون مدنی

ماده ۴۴- در صورتی که مالک برای حق انتفاع مدتی معین نکرده باشد حبس مطلق بوده و حق مزبور تا فوت مالک خواهد بود مگر اینکه مالک‌ قبل از فوت خود رجوع کند. ..
13 دی 1399

ماده 45 قانون مدنی

ماده ۴۵- در موارد فوق حق انتفاع را فقط درباره شخص یا اشخاصی میتوان برقرار کرد که در حین ایجاد حق مزبور وجود داشته باشند ولی ممکن ‌است حق انتفاع تبعاً برای کسانی هم که در حین عقد بوجود نیامده‌اند برقرار شود و مادامیکه صاحبه آن حق انتفاع موجود هستند حق مزبور باقی و بعد‌از انقراض آنها حق زائل میگردد. ..
13 دی 1399

ماده 46 قانون مدنی

ماده ۴۶- حق انتفاع ممکن است فقط نسبت به مالی برقرار شود که استفاده از آن بابقاء عین ممکن باشد اعم از اینکه مال مزبور منقول باشد یا‌ غیرمنقول و مشاع باشد یا مفروز. ..
13 دی 1399

ماده 47 قانون مدنی

ماده ۴۷- در حبس اعم از عمری و غیره قبض شرط صحت است. ..
13 دی 1399

ماده 48 قانون مدنی

ماده ۴۸- منتفع باید از مالیکه موضوع حق انتفاع است سوء ‌استفاده نکرده و در حفاظت آن تعدی یا تفریط ننماید. ..
13 دی 1399

ماده 49 قانون مدنی

ماده ۴۹- مخارج لازمه برای نگاهداری مالی که موضوع انتفاع است بر عهده منتفع نیست مگر این که خلاف آن شرط شده باشد. ..
13 دی 1399

ماده 50 قانون مدنی

ماده ۵۰- اگر مالی که موضوع حق انتفاع است بدون تعدی یا تفریط منتفع تلف شود مشارالیه مسئول آن نخواهد بود. ..
13 دی 1399

ماده 51 قانون مدنی

ماده ۵۱- حق انتفاع در موارد ذیل زایل میشود: ۱- در صورت انقضاء مدت ۲- در صورت تلف شدن مالی که موضوع انتفاع است. ..
13 دی 1399

ماده 52 قانون مدنی

ماده ۵۲- در موارد ذیل منتفع ضامن تضررات مالک است: ۱-در صورتی که منتفع از مال موضوع انتفاع سوء‌استفاده کند ۲- در صورتی که شرایط مقرره از طرف مالک را رعایت ننماید و این عدم رعایت موجب خسارتی بر موضوع حق انتفاع باشد. ..
13 دی 1399

ماده 53 قانون مدنی

ماده ۵۳- انتقال عین از طرف مالک به غیر موجب بطلان حق انتفاع نمیشود ولی اگر منتقل‌الیه جاهل باشد که حق انتفاع متعلق به دیگری است ‌اختیار فسخ معامله را خواهد داشت. ..
13 دی 1399

ماده 54 قانون مدنی

ماده ۵۴- سایر کیفیات انتفاع از مال دیگری به نحوی خواهد بود که مالک قرار داده یا عرف و عادت اقتضاء بنماید. ..
13 دی 1399

ماده 55 قانون مدنی

ماده ۵۵- وقف عبارت است از اینکه عین مال حبس و منافع آن تسبیل شود. ..
13 دی 1399

ماده 56 قانون مدنی

ماده ۵۶- وقف واقع میشود به ایجاب از طرف واقف به هر لفظی که صراحتا دلالت بر معنی آن کند و قبول طبقه اول از موقوف ‌علیهم یا قائم مقام‌ قانونی آنها در صورتی که محصور باشند مثل وقف بر اولاد و اگر موقوف ‌علیهم غیر محصور یا وقف بر مصالح عامه باشد در این صورت قبول حاکم‌ شرط است. ..
13 دی 1399

ماده 57 قانون مدنی

ماده ۵۷- واقف باید مالک مالی باشد که وقف میکند و بعلاوه دارای اهلیتی باشد که در معاملات معتبر است. ..
13 دی 1399

ماده 58 قانون مدنی

ماده ۵۸- فقط وقف مالی جائز است که با بقاء عین بتوان از آن منتفع شد اعم از اینکه منقول باشد یا غیر منقول مشاع باشد یا مفروز. ..
13 دی 1399

ماده 59 قانون مدنی

ماده ۵۹- اگر واقف عین موقوفه را به تصرف وقف ندهد وقف محقق نمی‌شود و هر وقت به قبض داد وقف تحقق پیدا می‌کند. ..
13 دی 1399

ماده 60 قانون مدنی

ماده ۶۰- در قبض فوریت شرط نیست بلکه مادامیکه واقف رجوع از وقف نکرده است هر وقت قبض بدهد وقف تمام میشود. ..
13 دی 1399

ماده 61 قانون مدنی

ماده ۶۱- وقف بعد از وقوع آن به نحو صحت و حصول قبض لازم است و واقف نمیتواند از آن رجوع کند یا در آن تغییری بدهد یا از موقوف ‌علیهم ‌کسی را خارج کند یا کسی را داخل در موقوف‌ علیهم نماید یا با آنها شریک کند یا اگر در ضمن عقد متولی معین نکرده بعد از آن متولی قرار دهد یا خود ‌به عنوان تولیت دخالت کند. ..
13 دی 1399

ماده 62 قانون مدنی

ماده ۶۲- در صورتی که موقوف‌علیهم محصور باشند خود آنها قبض میکنند و قبض طبقه اولی کافی است و اگر موقوف ‌علیهم غیر محصور یا وقف ‌بر مصالح عامه باشد متولی وقف و الا حاکم قبض میکند. ..
13 دی 1399

ماده 63 قانون مدنی

ماده ۶۳- ولی و وصی محجورین از جانب آنها موقوفه را قبض میکنند و اگر خود واقف تولیت را برای خود قرار داده باشد قبض خود او کفایت‌ میکند. ..
13 دی 1399

ماده 64 قانون مدنی

ماده ۶۴- مالی را که منافع آن موقتاً متعلق به دیگری است میتوان وقف نمود و همچنین وقف ملکی که در آن حق ارتفاق موجود است جائز است‌ بدون اینکه به حق مزبور خللی وارد آید. ..
13 دی 1399

ماده 65 قانون مدنی

ماده ۶۵- صحت وقفی که به علت اضرار دیان واقف واقع شده باشد منوط به اجازه دیان است. ..
13 دی 1399

ماده 66 قانون مدنی

ماده ۶۶- وقف بر مقاصد غیر مشروع باطل است. ..
13 دی 1399

ماده 67 قانون مدنی

ماده ۶۷- مالی که قبض و اقباض آن ممکن نیست وقف آن باطل است لیکن اگر واقف تنها قادر بر اخذ و اقباض آن نباشد و موقوف ‌علیه قادر به اخذ ‌آن باشد صحیح است. ..
13 دی 1399

ماده 68 قانون مدنی

ماده ۶۸- هر چیزی که طبعاً یا بر حسب عرف و عادت جزء یا از توابع و متعلقات عین موقوفه محسوب میشود داخل در وقف است مگر اینکه ‌واقف آن را استثناء کند به نحوی که در فصل بیع مذکور است. ..
13 دی 1399

ماده 69 قانون مدنی

ماده ۶۹- وقف بر معدوم صحیح نیست مگر به تبع موجود. ..
13 دی 1399

ماده 70 قانون مدنی

ماده ۷۰- اگر وقف بر موجود و معدوم معاً واقع شود نسبت به سهم موجود صحیح و نسبت به سهم معدوم باطل است. ..
13 دی 1399

ماده 71 قانون مدنی

ماده ۷۱- وقف بر مجهول صحیح نیست. ..
13 دی 1399

ماده 72 قانون مدنی

ماده ۷۲- وقف بر نفس به این معنی که واقف خود را موقوف‌علیه یا جزء موقوف ‌علیهم نماید یا پرداخت دیون یا سایر مخارج خود را از منافع ‌موقوفه قرار دهد باطل است اعم از اینکه راجع به حال حیات باشد یا بعد از فوت. ..
13 دی 1399

ماده 73 قانون مدنی

ماده ۷۳- وقف بر اولاد و اقوام و خدمه و واردین و امثال آنها صحیح است. ..
13 دی 1399

ماده 74 قانون مدنی

ماده ۷۴- در وقف بر مصالح عامه اگر خود واقف نیز مصداق موقوف‌ علیهم واقع شود میتواند منتفع گردد. ..
13 دی 1399

ماده 75 قانون مدنی

ماده ۷۵- واقف میتواند تولیت یعنی اداره کردن امور موقوفه را مادام ‌الحیوه یا در مدت معینی برای خود قرار دهد و نیز میتواند متولی دیگری ‌معین کند که مستقلاً یا مجتمعاً با خود واقف اداره کند. تولیت اموال موقوفه ممکن است به یک یا چند نفر دیگر غیر از خود واقف واگذار شود که هر‌ یک مستقلاً یا منضماً اداره کنند و همچنین واقف میتواند شرط کند که خود او یا متولی که معین شده است نصب متولی کند و یا در این موضوع هر‌ ترتیبی را که مقتضی بداند قرار دهد. ..
13 دی 1399

ماده 76 قانون مدنی

ماده ۷۶- کسی که واقف او را متولی قرار داده میتواند بدواً تولیت را قبول یا رد کند و اگر قبول کرد دیگر نمیتواند رد نماید و اگر رد کرد مثل‌ صورتی است که از اصل متولی قرار داده نشده باشد. ..
13 دی 1399

ماده 77 قانون مدنی

ماده ۷۷- هر گاه واقف برای دو نفر یا بیشتر به طور استقلال تولیت قرار داده باشد هر یک از آنها فوت کند دیگری یا دیگران مستقلاً تصرف میکنند‌ و اگر به نحو اجتماع قرار داده باشد تصرف هر یک بدون تصویب دیگری یا دیگران نافذ نیست و بعد از فوت یکی از آنها حاکم شخصی را ضمیمه آنکه‌ باقیمانده است مینماید که مجتمعاً تصرف کنند. ..
13 دی 1399

ماده 78 قانون مدنی

ماده ۷۸- واقف میتواند بر متولی ناظر قرار دهد که اعمال متولی به تصویب یا اطلاع او باشد. ..
13 دی 1399

ماده 79 قانون مدنی

ماده ۷۹- واقف یا حاکم نمیتواند کسی را که در ضمن عقد وقف متولی قرار داده شده است عزل کنند مگر در صورتی که حق عزل شرط شده باشد‌و اگر خیانت متولی ظاهر شود حاکم ضم امین میکند. ..
13 دی 1399

ماده 80 قانون مدنی

ماده ۸۰- اگر واقف وضع مخصوصی را در شخص متولی شرط کرده باشد و متولی فاقد آن وصف گردد منعزل میشود. ..
13 دی 1399

ماده 81 قانون مدنی

ماده ۸۱- در اوقاف عامه که متولی معین نداشته باشد، اداره موقوفه طبق نظر ولی فقیه خواهد بود. ..
14 دی 1399

ماده 82 قانون مدنی

ماده ۸۲- هر گاه واقف برای اداره کردن موقوفه ترتیب خاصی معین کرده باشد متولی باید به همان ترتیب رفتار کند و اگر ترتیبی قرار نداده باشد ‌متولی باید راجع به تعمیر و اجاره و جمع‌آوری منافع و تقسیم آن بر مستحقین و حفظ موقوفه و غیره مثل وکیل امینی عمل نماید. ..
14 دی 1399

ماده 83 قانون مدنی

ماده ۸۳- متولی نمیتواند تولیت را به دیگری تفویض کند مگر آنکه واقف در ضمن وقف به او اذن داده باشد ولی اگر در ضمن وقف شرط ‌مباشرت نشده باشد میتواند وکیل بگیرد. ..
14 دی 1399

ماده 84 قانون مدنی

ماده ۸۴- جائز است واقف از منافع موقوفه سهمی برای عمل متولی قرار دهد و اگر حق‌التولیه معین نشده باشد متولی مستحق اجرت‌المثل عمل ‌است. ..
14 دی 1399

ماده 85 قانون مدنی

ماده ۸۵- بعد از آنکه منافع موقوفه حاصل و حصه هر یک از موقوف‌علیهم معین شد موقوف‌علیه میتواند حصه خود را تصرف کند اگر چه متولی ‌اذن نداده باشد مگر اینکه واقف اذن در تصرف را شرط کرده باشد. ..
14 دی 1399

ماده 86 قانون مدنی

ماده ۸۶- در صورتی که واقف ترتیبی قرار نداده باشد مخارج تعمیر و اصلاح موقوفه و اموری که برای تحصیل منفعت لازم است بر حق ‌موقوف ‌علیهم مقدم خواهد بود. ..
14 دی 1399

ماده 87 قانون مدنی

ماده ۸۷- واقف میتواند شرط کند که منافع موقوفه مابین موقوف‌ علیهم به تساوی تقسیم شود یا به تفاوت و یا اینکه اختیار به متولی یا شخص‌ دیگری بدهد که هر نحو مصلحت داند تقسیم کند. ..
14 دی 1399

ماده 88 قانون مدنی

ماده ۸۸- بیع وقف در صورتی که خراب شود یا خوف آن باشد که منجر به خرابی گردد به طوری که انتفاع از آن ممکن نباشد در صورتی جایز است‌ که عمران آن متعذر باشد یا کسی برای عمران آن حاضر نشود. ..
14 دی 1399

ماده 89 قانون مدنی

ماده ۸۹- هر گاه بعض موقوفه خراب یا مشرف به خرابی گردد به طوریکه انتفاع از آن ممکن نباشد همان بعض فروخته میشود مگر اینکه خرابی ‌بعض سبب سلب انتفاع قسمتی که باقیمانده است بشود در این صورت تمام فروخته میشود. ..
14 دی 1399

ماده 90 قانون مدنی

ماده ۹۰- عین موقوفه در مورد جواز بیع به اقرب به غرض واقف تبدیل میشود. ..
14 دی 1399

ماده 91 قانون مدنی

ماده ۹۱- در موارد ذیل منافع موقوفات عامه صرف بریات عمومیه خواهد شد: ۱- در صورتی که منافع موقوفه مجهول ‌المصرف باشد مگر اینکه قدر متیقنی در بین باشد. ۲- در صورتی که صرف منافع موقوفه در مورد خاصی که واقف معین کرده است متعذر باشد. ..
14 دی 1399

ماده 92 قانون مدنی

ماده ۹۲- هر کس میتواند با رعایت قوانین و نظامات راجعه به هر یک از مباحات از آنها استفاده نماید. ..
14 دی 1399

ماده 93 قانون مدنی

ماده ۹۳- ارتفاق حقی است برای شخص در ملک دیگری. ..
14 دی 1399

ماده 94 قانون مدنی

ماده ۹۴- صاحبه آن املاک میتوانند در ملک خود هر حقی را که بخواهند نسبت به دیگری قرار دهند در این صورت کیفیت استحقاق تابع قرارداد و‌ عقدیست که مطابق آن حق داده شده است. ..
14 دی 1399

ماده 95 قانون مدنی

ماده ۹۵- هر گاه زمین یا خانه کسی مجرای فاضل آب یا آب باران زمین یا خانه دیگری بوده است صاحب آن خانه یا زمین نمیتواند جلوگیری از آن ‌کند مگر در صورتی که عدم استحقاق او معلوم شود. ..
14 دی 1399

ماده 96 قانون مدنی

ماده ۹۶- چشمه واقعه در زمین کسی محکوم به ملکیت صاحب زمین است مگر اینکه دیگری نسبت به آن چشمه عیناً یا انتفاعاً حقی داشته‌ باشد. ..
14 دی 1399

ماده 97 قانون مدنی

ماده ۹۷- هر گاه کسی از قدیم در خانه یا ملک دیگری مجرای آب به ملک خود یا حق مرور داشته صاحب خانه یا ملک نمیتواند مانع آب بردن یا‌ عبور او از ملک خود شود و همچنین است سایر حقوق از قبیل حق داشتن در و شبکه و ناودان و حق شرب و غیره. ..
14 دی 1399

ماده 98 قانون مدنی

ماده ۹۸- اگر کسی حق عبور در ملک غیر ندارد ولی صاحب ملک اذن داده باشد که از ملک او عبور کنند هر وقت بخواهد میتواند از اذن خود ‌رجوع کرده و مانع عبور او بشود و همچنین است سایر ارتفاقات. ..
14 دی 1399

ماده 99 قانون مدنی

ماده ۹۹- هیچکس حق ندارد ناودان خود را به طرف ملک دیگری بگذارد یا آب باران از بام خود به بام یا ملک همسایه جاری کند و یا برف بریزد ‌مگر به اذن او. ..
14 دی 1399

ماده 100 قانون مدنی

ماده ۱۰۰- اگر مجرای آب شخصی در خانه دیگری باشد و در مجری خرابی بهم رسد به نحوی که عبور آب موجب خسارت خانه شود مالک خانه‌ حق ندارد صاحب مجری را به تعمیر مجری اجبار کند بلکه خود او باید دفع ضرر از خود نماید چنانچه اگر خرابی مجری مانع عبور آب شود مالک خانه‌ ملزم نیست که مجری را تعمیر کند بلکه صاحب حق باید خود رفع مانع کند در این صورت برای تعمیر مجری میتواند داخل خانه یا زمین شود ولیکن ‌بدون ضرورت حق ورود ندارد مگر به اذن صاحب ملک. ..
14 دی 1399

ماده 101 قانون مدنی

ماده ۱۰۱- هر گاه کسی از آبی که ملک دیگری است به نحوی از انحاء حق انتفاع داشته باشد از قبیل دایر کردن آسیا و امثال آن صاحب آن نمیتواند ‌مجری را تغییر دهد به نحوی که مانع از استفاده حق دیگری باشد. ..
14 دی 1399

ماده 102 قانون مدنی

ماده ۱۰۲- هر گاه ملکی کلاً یا جزئاً به کسی منتقل شود و برای آن ملک حق‌ الارتفاقی در ملک دیگر یا در جزء دیگر همان ملک موجود باشد آن‌ حق به حال خود باقی میماند مگر اینکه خلاف آن تصریح شده باشد. ..
14 دی 1399

ماده 103 قانون مدنی

ماده ۱۰۳- هر گاه شرکاء ملکی دارای حقوق و منافعی باشند و آن ملک مابین شرکاء تقسیم شود هر کدام از آنها به قدر حصه مالک آن حقوق و ‌منافع خواهد بود مثل اینکه اگر ملکی دارای حق عبور در ملک غیر بوده و آن ملک که دارای حق است بین چند نفر تقسیم شود هر یک از آنها حق‌ عبور از همان محلی که سابقاً حق داشته است خواهد داشت. ..
14 دی 1399

ماده 104 قانون مدنی

ماده ۱۰۴- حق‌الارتفاق مستلزم وسایل انتفاع از آن حق نیز خواهد بود مثل اینکه اگر کسی حق شرب از چشمه یا حوض یا آب انبار غیر دارد حق ‌عبور تا آن چشمه یا حوض و آب انبار هم برای برداشتن آب دارد. ..
14 دی 1399

ماده 105 قانون مدنی

ماده ۱۰۵- کسی که حق‌الارتفاق در ملک غیر دارد مخارجی که برای تمتع از آن حق لازم شود به عهده صاحب حق میباشد مگر اینکه بین او و‌ صاحب ملک بر خلاف آن قراری داده شده باشد. ..
14 دی 1399

ماده 106 قانون مدنی

ماده ۱۰۶- مالک ملکی که مورد حق‌ الارتفاق غیر است نمیتواند در ملک خود تصرفاتی نماید که باعث تضییع یا تعطیل حق مزبور باشد مگر با ‌اجازه صاحب حق. ..
14 دی 1399

ماده 107 قانون مدنی

ماده ۱۰۷- تصرفات صاحب حق در ملک غیر که متعلق حق اوست باید به اندازه‌ای باشد که قرار دادند و یا به مقدار متعارف و آنچه ضرورت ‌انتفاع اقتضا میکند. ..
14 دی 1399

ماده 108 قانون مدنی

ماده ۱۰۸- در تمام مواردی که انتفاع کسی از ملک دیگری به موجب اذن محض باشد مالک میتواند هر وقت بخواهد از اذن خود رجوع کند مگر‌ اینکه مانع قانونی موجود باشد. ..
14 دی 1399

ماده 109 قانون مدنی

ماده ۱۰۹- دیواری که مابین دو ملک واقع است مشترک مابین صاحب آن دو ملک محسوب میشود مگر اینکه قرینه یا دلیلی بر خلاف آن ‌موجود باشد. ..
14 دی 1399

ماده 110 قانون مدنی

ماده ۱۱۰- بنا به طور ترصیف و وضع سرتیر از جمله قرائن است که دلالت بر تصرف و اختصاص می‌کنند. ..
14 دی 1399

ماده 111 قانون مدنی

ماده ۱۱۱- هر گاه از دو طرف بنا متصل به دیوار به طور ترصیف باشد و یا از هر دو طرف به روی دیوار سرتیر گذاشته شده باشد آن دیوار محکوم به اشتراک است مگر اینکه خلاف آن ثابت شود. ..
14 دی 1399

ماده 112 قانون مدنی

ماده ۱۱۲- هر گاه قرائن اختصاصی فقط از یک طرف باشد تمام دیوار محکوم به ملکیت صاحب آن طرف خواهد بود مگر اینکه خلافش ثابت‌ شود. ..
14 دی 1399

ماده 113 قانون مدنی

ماده ۱۱۳- مخارج دیوار مشترک بر عهده کسانی است که در آن شرکت دارند. ..
14 دی 1399

ماده 114 قانون مدنی

ماده ۱۱۴- هیچ یک از شرکاء نمیتواند دیگری را اجبار بر بنا و تعمیر دیوار مشترک نماید مگر اینکه دفع ضرر به نحو دیگر ممکن نباشد. ..
14 دی 1399

ماده 115 قانون مدنی

ماده ۱۱۵- در صورتی که دیوار مشترک خراب شود و احد شریکین از تجدید بناء و اجازه تصرف در مبنای مشترک امتناع نماید شریک دیگر ‌میتواند در حصه خاص خود تجدید بنای دیوار را کند. ..
14 دی 1399

ماده 116 قانون مدنی

ماده ۱۱۶- هر گاه احد شرکاء راضی به تصرف دیگری در مبنا باشد ولی از تحمل مخارج مضایقه نماید شریک دیگر میتواند بنای دیوار را تجدید‌ کند و در این صورت اگر بنای جدید با مصالح مشترک ساخته شود دیوار مشترک خواهد بود والا مختص به شریکی است که بنا را تجدید کرده است. ..
14 دی 1399

ماده 117 قانون مدنی

ماده ۱۱۷- اگر یکی از دو شریک دیوار مشترک را خراب کند در صورتی که خراب کردن آن لازم نبوده باید آنکه خراب کرده مجدداً آن را بنا کند. ..
14 دی 1399

ماده 118 قانون مدنی

ماده ۱۱۸- هیچ یک از دو شریک حق ندارد دیوار مشترک را بالا ببرد یا روی آن بنا سرتیر بگذارد یا دریچه و رف باز کند یا هر نوع تصرفی نماید ‌مگر به اذن شریک دیگر. ..
14 دی 1399

ماده 119 قانون مدنی

ماده ۱۱۹- هر یک از شرکاء بر روی دیوار مشترک سرتیر داشته باشد نمیتواند بدون رضای شریک دیگر تیرها را از جای خود تغییر دهد و به جای ‌ دیگر از دیوار بگذارد. ..
14 دی 1399

ماده 120 قانون مدنی

ماده ۱۲۰- اگر صاحب دیوار به همسایه اذن دهد که بر وی دیوار او سرتیر بگذارد یا روی آن بنا کند هر وقت بخواهد میتواند از اذن خود رجوع کند ‌مگر اینکه به وجه ملزمی این حق را از خود سلب کرده باشد. ..
14 دی 1399

ماده 121 قانون مدنی

ماده ۱۲۱- هر گاه کسی به اذن صاحب دیوار بر روی دیوار سرتیری گذارده باشد و بعد آن را بردارد نمیتواند مجدداً بگذارد مگر به اذن جدید از‌ صاحب دیوار و همچنین است سایر تصرفات. ..
14 دی 1399

ماده 122 قانون مدنی

ماده ۱۲۲- اگر دیواری متمایل به ملک غیر یا شارع و نحو آن شود که مشرف به خرابی گردد صاحب آن اجبار میشود که آن را خراب کند. ..
14 دی 1399

ماده 123 قانون مدنی

ماده ۱۲۳- اگر خانه یا زمینی بین دو نفر تقسیم شود یکی از آنها نمیتواند دیگری را مجبور کند که با هم دیواری ما بین دو قسمت بکشند. ..
14 دی 1399

ماده 124 قانون مدنی

ماده ۱۲۴- اگر از قدیم سرتیر عمارتی روی دیوار مختصی همسایه بوده و سابقه این تصرف معلوم نباشد باید به حال سابق باقی بماند و اگر به سبب‌ خرابی عمارت و نحو آن سرتیر برداشته شود صاحب عمارت میتواند آن را تجدید کند و همسایه حق ممانعت ندارد مگر اینکه ثابت نماید وضعیت‌ سابق به صرف اجازه او ایجاد شده بوده است. ..
14 دی 1399

ماده 125 قانون مدنی

ماده ۱۲۵- هر گاه طبقه تحتانی مال کسی باشد و طبقه فوقانی مال دیگری هر یک از آنها میتواند به طور متعارف در حصه اختصاصی خود تصرف‌ بکند لیکن نسبت به سقف بین دو طبقه هر یک از مالکین طبقه فوقانی و تحتانی میتواند در کف یا سقف طبقه اختصاصی خود به طور متعارف آن ‌اندازه تصرف نماید که مزاحم حق دیگری نباشد. ..
14 دی 1399

ماده 126 قانون مدنی

ماده ۱۲۶- صاحب اطاق تحتانی نسبت به دیوارهای اطاق و صاحب فوقانی نسبت به دیوارهای غرفه بالاختصاص و هر دو نسبت به سقف مابین‌ اطاق و غرفه بالاشتراک متصرف شناخته میشوند. ..
14 دی 1399

ماده 127 قانون مدنی

ماده ۱۲۷- پله فوقانی ملک صاحب طبقه فوقانی محسوب است مگر اینکه خلاف آن ثابت شود. ..
14 دی 1399

ماده 128 قانون مدنی

ماده ۱۲۸- هیچ یک از صاحبان طبقه تحتانی و غرفه فوقانی نمی‌تواند دیگری را اجبار به تعمیر یا مساعدت در تعمیر دیوارها و سقف آن بنماید. ..
14 دی 1399

ماده 129 قانون مدنی

ماده ۱۲۹- هر گاه سقف واقع مابین عمارت تحتانی و فوقانی خراب شود در صورتی که بین مالک فوقانی و مالک تحتانی موافقت در تجدید بنا‌ حاصل نشود و قرار داد ملزمی سابقاً بین آنها موجود نباشد هر یک از مالکین اگر تبرعاً سقف را تجدید نموده چنانچه با مصالح مشترکه ساخته شده‌باشد سقف مشترک است و اگر با مصالح مختصه ساخته شده متعلق به به آنی خواهد بود. ..
14 دی 1399

ماده 130 قانون مدنی

ماده ۱۳۰- کسی حق ندارد خانه خود را به فضای خانه همسایه بدون اذن او خروجی بدهد و اگر بدون اذن خروجی بدهد ملزم به رفع آن خواهد‌بود. ..
14 دی 1399

ماده 131 قانون مدنی

ماده ۱۳۱- اگر شاخه درخت کسی داخل در فضای خانه یا زمین همسایه شود باید از آن جا عطف کند و اگر نکرد همسایه میتواند آن را عطف کند و‌ اگر نشد از حد خانه خود قطع کند و همچنین است حکم ریشه‌های درخت که داخل ملک غیر میشود. ..
15 دی 1399

ماده 132 قانون مدنی

ماده ۱۳۲- کسی نمیتواند در ملک خود تصرفی کند که مستلزم تضرر همسایه شود مگر تصرفی که به قدر متعارف و برای رفع حاجت یا رفع ضرر‌ از خود باشد. ..
15 دی 1399

ماده 133 قانون مدنی

ماده ۱۳۳- کسی نمیتواند از دیوار خانه خود به خانه همسایه در باز کند اگر چه دیوار ملک مختصی او باشد لیکن میتواند از دیوار مختصی خود‌ روزنه یا شبکه باز کند و همسایه حق منع او را ندارد ولی همسایه هم میتواند جلو روزنه و شبکه دیوار بکشد یا پرده بیاویزد که مانع رویت شود. ..
15 دی 1399

ماده 134 قانون مدنی

ماده ۱۳۴- هیچ یک از اشخاصی که در یک معبر یا یک مجری شریکند نمیتوانند شرکاء دیگر را مانع از عبور یا بردن آب شوند. ..
15 دی 1399

ماده 135 قانون مدنی

ماده ۱۳۵- درخت و حفیره و نحو آنها که فاصل مابین املاک باشد در حکم دیوار مابین خواهد بود. ..
15 دی 1399

ماده 136 قانون مدنی

ماده ۱۳۶- حریم مقداری از اراضی اطراف ملک و قنات و نهر و امثال آن است که برای کمال انتفاع از آن ضرورت دارد. ..
15 دی 1399

ماده 137 قانون مدنی

ماده ۱۳۷- حریم چاه برای آب خوردن (۲۰) گز و برای زراعت (۳۰) گز است. ..
15 دی 1399

ماده 138 قانون مدنی

ماده ۱۳۸- حریم چشمه و قنات از هر طرف در زمین رخوه (۵۰۰) گز و در زمین سخت (۲۵۰) گز است لیکن اگر مقادیر مذکوره در این ماده و ماده ‌قبل برای جلوگیری از ضرر کافی نباشد به اندازه‌ای که برای دفع ضرر کافی باشد به آن افزوده میشود. ..
15 دی 1399

ماده 139 قانون مدنی

ماده ۱۳۹- حریم در حکم ملک صاحب حریم است و تملک و تصرف در آن که منافی باشد با آنچه مقصود از حریم است بدون اذن از طرف ‌مالک صحیح نیست و بنابراین کسی نمیتواند در حریم چشمه و یا قنات دیگری چاه یا قنات بکند ولی تصرفاتی که موجب تضرر نشود جائز است. ..
15 دی 1399

ماده 140 قانون مدنی

ماده ۱۴۰- تملک حاصل میشود: ۱) به احیاء اراضی موات و حیازت اشیاء مباحه ۲) به وسیله عقود و تعهدات ۳) ‌به وسیله اخذ به شفعه ۴) به ارث ..
15 دی 1399

ماده 141 قانون مدنی

ماده ۱۴۱- مراد از احیای زمین آن است که اراضی موات و مباحه را به وسیله عملیاتی که در عرف آباد کردن محسوب است از قبیل زراعت، ‌درخت‌کاری، بنا ساختن و غیره قابل استفاده نمایند. ..
15 دی 1399

ماده 142 قانون مدنی

ماده ۱۴۲- شروع در احیاء از قبیل سنگ چیدن اطراف زمین یا کندن چاه و غیره تحجیر است و موجب مالکیت نمیشود ولی برای تحجیر کننده ‌ایجاد حق اولویت در احیاء مینماید. ..
15 دی 1399

ماده 143 قانون مدنی

ماده ۱۴۳- هر کس از اراضی موات و مباحه قسمتی را به قصد تملک احیاء کند مالک آن قسمت میشود. ..
15 دی 1399

ماده 144 قانون مدنی

ماده ۱۴۴- احیاء اطراف زمین موجب تملک وسط آن نیز میباشد. ..
15 دی 1399

ماده 145 قانون مدنی

ماده ۱۴۵- احیاء‌کننده باید قوانین دیگر مربوطه به این موضوع را از هر حیث رعایت نماید. ..
15 دی 1399

ماده 146 قانون مدنی

ماده ۱۴۶- مقصود از حیازت تصرف و وضع ید است یا مهیا کردن وسایل تصرف و استیلا. ..
15 دی 1399

ماده 147 قانون مدنی

ماده ۱۴۷- هر کس مال مباحی را با رعایت قوانین مربوطه به آن حیازت کند مالک آن میشود. ..
15 دی 1399

ماده 148 قانون مدنی

ماده ۱۴۸- هر کس در زمین مباح نهری بکند و متصل کند به رودخانه آن نهر را احیاء کرده و مالک آن نهر میشود ولی مادامی‌که متصل به رودخانه‌ نشده است تحجیر محسوب است. ..
15 دی 1399

ماده 149 قانون مدنی

ماده ۱۴۹- هر گاه کسی به قصد حیازت میاه مباحه نهر یا مجری احداث کند آب مباحی که در نهر یا مجرای مزبور وارد شود ملک صاحب مجری ‌است و بدون اذن مالک نمیتوان از آن نهری جدا کرد یا زمینی مشروب نمود. ..
15 دی 1399

ماده 150 قانون مدنی

ماده ۱۵۰- هر گاه چند نفر در کندن مجری یا چاه شریک شوند به نسبت عمل و مخارجی که موجب تفاوت عمل باشد مالک آب آن میشوند و به همان نسبت بین آنها تقسیم میشود. ..
15 دی 1399

ماده 151 قانون مدنی

ماده ۱۵۱- یکی از شرکاء نمیتواند از مجرای مشترک مجرائی جدا کند یا دهنه نهر را وسیع یا تنگ کند یا روی آن پل یا آسیاب بسازد یا اطراف آن ‌درخت بکارد یا هر نحو تصرفی کند مگر به اذن سایر شرکاء. ..
15 دی 1399

ماده 152 قانون مدنی

ماده ۱۵۲- اگر نصیب مفروض یکی از شرکاء از آب نهر مشترک داخل مجرای مختصی آن شخص شود آن آب ملک مخصوص آن میشود و هر‌ نحو تصرفی در آن میتواند بکند. ..
15 دی 1399

ماده 153 قانون مدنی

ماده ۱۵۳- هر گاه نهری مشترک ما بین جماعتی باشد و در مقدار نصیب هر یک از آنها اختلاف شود حکم به تساوی نصیب آنها میشود مگر اینکه‌ دلیلی بر زیادتی نصیب بعضی از آنها موجود باشد. ..
15 دی 1399

ماده 154 قانون مدنی

ماده ۱۵۴- کسی نمیتواند از ملک غیر آب به ملک خود ببرد بدون اذن مالک اگر چه راه دیگری نداشته باشد. ..
15 دی 1399

ماده 155 قانون مدنی

ماده ۱۵۵- هر کس حق دارد از نهرهای مباحه اراضی خود را مشروب کند یا برای زمین و آسیاب و سایر حوائج خود از آن نهر جدا کند. ..
15 دی 1399

ماده 156 قانون مدنی

ماده ۱۵۶- هر گاه آب نهر کافی نباشد که تمام اراضی اطراف آن مشروب شود و مابین صاحبه آن اراضی در تقدم و تاخر اختلاف شود و هیچ یک‌ نتواند حق تقدم خود را ثابت کند با رعایت ترتیب هر زمینی که به منبع آب نزدیکتر است به قدر حاجت حق تقدم بر زمین پایین‌تر خواهد داشت. ..
15 دی 1399

ماده 157 قانون مدنی

ماده ۱۵۷- هر گاه دو زمین در دو طرف نهر محاذی هم واقع شوند و حق تقدم یکی بر دیگری محرز نباشد و هر دو در یک زمان بخواهند آب ببرند ‌و آب کافی برای هر دو نباشد باید برای تقدم و تاخر در بردن آب به نسبت حصه قرعه زده و اگر آب کافی برای هر دو باشد به نسبت حصه تقسیم میکنند. ..
15 دی 1399

ماده 159 قانون مدنی

ماده ۱۵۹- هر گاه کسی بخواهد جدیدا زمینی در اطراف رودخانه احیاء کند اگر آب رودخانه زیاد باشد و برای صاحبان اراضی سابقه تضییقی نباشد ‌میتواند از آب رودخانه زمین جدید را مشروب کند و الا حق بردن آب ندارد اگر چه زمین او بالاتر از سایر اراضی باشد. ..
15 دی 1399

ماده 160 قانون مدنی

ماده ۱۶۰- هر کس در زمین خود یا اراضی مباحه به قصد تملک قنات یا چاهی بکند تا به آب برسد یا چشمه جاری کند مالک آب آن میشود و در‌ اراضی مباحه مادامی‌که به آب نرسیده تحجیر محسوب است. ..
15 دی 1399

ماده 158 قانون مدنی

ماده ۱۵۸- هر گاه تاریخ احیاء اراضی اطراف رودخانه مختلف باشد زمینی که احیاء آن مقدم بوده است در آب نیز مقدم میشود بر زمین متاخر در‌احیاء اگر چه پایین‌تر از آن باشد. ..
15 دی 1399

ماده 161 قانون مدنی

ماده ۱۶۱- معدنی که در زمین کسی واقع شده باشد ملک صاحب زمین است و استخراج آن تابع قوانین مخصوصه خواهد بود. ..
15 دی 1399

ماده 162 قانون مدنی

ماده ۱۶۲- هر کس مالی پیدا کند که قیمت آن کمتر از یک درهم که وزن آن ۱۲/۶ نخود نقره باشد، می تواند آن را تملک کند. ..
15 دی 1399

ماده 163 قانون مدنی

ماده ۱۶۳- اگر قیمت مال پیدا شده یک درهم که وزن آن ۱۲/۶ نخود نقره یا بیشتر باشد، پیداکننده باید یک سال تعریف کند و اگر در مدت مزبور صاحب مال پیدا نشد، مشارالیه مختار است که آنرا به طور امانت نگاه دارد یا تصرف دیگری در آن بکند در صورتی که آنرا به طور امانت نگاه دارد یا تصرف دیگری در آن بکند در صورتی که آن را به طور امانت نگاه دارد و بدون تقصیر او تلف شود، ضامن نخواهد بود. تبصره- در صورتی که پیداکننده مال از همان ابتدا یا پیش از پایان مدت یک سال ..
15 دی 1399

ماده 164 قانون مدنی

ماده ۱۶۴- تعریف اشیا پیدا شده عبارت است از نشر و اعلان بر حسب مقررات شرعی به نحوی که بتوان گفت که عادتا به اطلاع اهالی محل رسیده است. ..
15 دی 1399

ماده 165 قانون مدنی

ماده ۱۶۵- هر کس در بیابه آن یا خرابه که خالی از سکنه بوده و مالک خاصی ندارد مالی پیدا کند میتواند آن را تملک کند و محتاج به تعریف نیست ‌مگر اینکه معلوم باشد که مال عهد زمان حاضر است در این صورت در حکم سایر اشیاء پیدا شده در آبادی خواهد بود. ..
15 دی 1399

ماده 166 قانون مدنی

ماده ۱۶۶- اگر کسی در ملک غیر یا ملکی که از غیر خریده مالی پیدا کند یا احتمال بدهد که مال مالک فعلی یا مالکین سابق است باید به آنها اطلاع‌ بدهد اگر آنها مدعی مالکیت شدند و به قرائن مالکیت آنها معلوم شد باید به آنها بدهد و الا به طریقی که فوقاً مقرر است رفتار نماید. ..
15 دی 1399

ماده 167 قانون مدنی

ماده ۱۶۷- اگر مالی که پیدا شده است ممکن نیست باقی بماند و فاسد میشود باید به قیمت عادله فروخته شود و قیمت آن در حکم خود مال پیدا‌شده خواهد بود. ..
15 دی 1399

ماده 168 قانون مدنی

ماده ۱۶۸- اگر مال پیدا شده در زمان تعریف بدون تقصیر پیداکننده تلف شود مشارالیه ضامن نخواهد بود. ..
15 دی 1399

ماده 169 قانون مدنی

ماده ۱۶۹- منافعی که از مال پیدا شده حاصل میشود قبل از تملک متعلق به صاحب آن است و بعد از تملک مال پیدا کننده است. ..
15 دی 1399

ماده 170 قانون مدنی

ماده ۱۷۰- حیوان گم شده (‌ضاله) عبارت از هر حیوان مملوکی است که بدون متصرف یافت شود ولی اگر حیوان مزبور در چراگاه یا نزدیک آبی ‌یافت شود یا متمکن از دفاع خود در مقابل حیوانات درنده باشد ضاله محسوب نمیگردد. ..
15 دی 1399

ماده 171 قانون مدنی

ماده ۱۷۱- هر کس حیوانات ضاله پیدا نماید باید آن را به مالک آن رد کند و اگر مالک را نشناسد باید به حاکم یا قائم مقام او تسلیم کند و الا ضامن ‌خواهد بود اگر چه آن را بعد از تصرف رها کرده باشد. ..
15 دی 1399

ماده 172 قانون مدنی

ماده ۱۷۲- اگر حیوان گم‌شده در نقاط مسکونه یافت شود و پیدا کننده با دسترسی به حاکم یا قائم مقام او آن را تسلیم نکند حق مطالبه مخارج ‌نگاهداری آن را از مالک نخواهد داشت. ‌ هر گاه حیوان ضاله در نقاط غیر مسکونه یافت شود پیداکننده میتواند مخارج نگاهداری آن را از مالک مطالبه کند مشروط بر اینکه از حیوان انتفاعی ‌نبرده باشد و الا مخارج نگاهداری با منافع حاصله احتساب و پیداکننده یا مالک فقط برای بقیه حق رجوع به یکدیگر را خواهد داشت. ..
15 دی 1399

ماده 173 قانون مدنی

ماده ۱۷۳- دفینه مالی است که در زمین یا بنائی دفن شده و بر حسب اتفاق و تصادف پیدا میشود. ..
15 دی 1399

ماده 174 قانون مدنی

ماده ۱۷۴- دفینه که مالک آن معلوم نباشد ملک کسی است که آن را پیدا کرده است. ..
15 دی 1399

ماده 175 قانون مدنی

ماده ۱۷۵- اگر کسی در ملک غیر دفینه پیدا نماید باید به مالک اطلاع دهد اگر مالک زمین مدعی مالکیت دفینه شد و آن را ثابت کرد دفینه به مدعی ‌مالکیت تعلق میگیرد. ..
15 دی 1399

ماده 177 قانون مدنی

ماده ۱۷۷- جواهری که از دریا استخراج میشود ملک کسی است که آن را استخراج کرده است و آنچه که آب به ساحل می‌اندازد ملک کسی است‌که آن را حیازت نماید. ..
15 دی 1399

ماده 179 قانون مدنی

ماده ۱۷۹- شکار کردن موجب تملک است. ..
15 دی 1399

ماده 176 قانون مدنی

ماده ۱۷۶- دفینه که در اراضی مباحه کشف شود متعلق به مستخرج آن است. ..
15 دی 1399

ماده 178 قانون مدنی

ماده ۱۷۸- مالی که در دریا غرق شده و مالک از آن اعراض کرده است مال کسی است که آن را بیرون بیاورد. ..
15 دی 1399

ماده 180 قانون مدنی

ماده ۱۸۰- شکار حیوانات اهلی و حیوانات دیگری که علامت مالکیت در آن باشد موجب تملک نمیشود. ..
15 دی 1399

ماده 181 قانون مدنی

ماده ۱۸۱- اگر کسی کندو یا محلی برای زنبور عسل تهیه کند زنبور عسلی که در آن جمع می‌شوند ملک آن شخص است همین طور است حکم‌ کبوتر که در برج کبوتر جمع شود. ..
15 دی 1399

ماده 182 قانون مدنی

ماده ۱۸۲- مقررات دیگر راجع به شکار به موجب نظامات مخصوصه معین خواهد شد. ..
15 دی 1399

ماده 183 قانون مدنی

ماده ۱۸۳- عقد عبارت است از اینکه یک یا چند نفر در مقابل یک یا چند نفر دیگر تعهد بر امری نمایند و مورد قبول آنها باشد. ..
15 دی 1399

ماده 184 قانون مدنی

ماده ۱۸۴- عقود و معاملات باقسام ذیل منقسم میشوند: ‌لازم، جائز، خیاری، منجز و معلق. ..
15 دی 1399

ماده 185 قانون مدنی

ماده ۱۸۵- عقد لازم آن است که هیچ یک از طرفین معامله حق فسخ آن را نداشته باشد مگر در موارد معینه. ..
15 دی 1399

ماده 186 قانون مدنی

ماده ۱۸۶- عقد جایز آن است که هر یک از طرفین بتواند هر وقتی بخواهد فسخ کند. ..
15 دی 1399

ماده 187 قانون مدنی

ماده ۱۸۷- عقد ممکن است به یک طرف لازم باشد و نسبت به طرف دیگر جائز. ..
15 دی 1399

ماده 188 قانون مدنی

ماده ۱۸۸- عقد خیاری آن است که برای طرفین یا یکی از آنها یا برای ثالثی اختیار فسخ باشد. ..
15 دی 1399

ماده 189 قانون مدنی

ماده ۱۸۹- عقد منجز آن است که تاثیر آن بر حسب انشاء موقوف به امر دیگری نباشد و الا معلق خواهد بود. ..
15 دی 1399

ماده 190 قانون مدنی

ماده ۱۹۰- برای صحت هر معامله شرایط ذیل اساسی است: ۱) قصد طرفین و رضای آنها ۲) اهلیت طرفین ۳) موضوع معین که مورد معامله باشد ۴) مشروعیت جهت معامله ..
15 دی 1399

ماده 191 قانون مدنی

ماده ۱۹۱- عقد محقق می‌شود به قصد انشاء به شرط مقرون بودن به چیزی که دلالت بر قصد کند. ..
15 دی 1399

ماده 192 قانون مدنی

ماده ۱۹۲- در مواردی که برای طرفین یا یکی از آنها تلفظ ممکن نباشد اشاره که مبین قصد و رضا باشد کافی خواهد بود. ..
15 دی 1399

ماده 193 قانون مدنی

ماده ۱۹۳- انشاء معامله ممکن است به وسیله عملی که مبین قصد و رضا باشد مثل قبض و اقباض حاصل گردد مگر در مواردی که قانون استثناء‌کرده باشد. ..
15 دی 1399

ماده 194 قانون مدنی

ماده ۱۹۴- الفاظ و اشارات و اعمال دیگر که متعاملین به وسیله آن انشاء معامله می‌نمایند باید موافق باشد به نحوی که احد طرفین همان عقدی را‌ قبول کند که طرف دیگر قصد انشاء او را داشته است و الا معامله باطل خواهد بود. ..
15 دی 1399

ماده 195 قانون مدنی

ماده ۱۹۵- اگر کسی در حال مستی یا بیهوشی یا در خواب معامله نماید آن معامله به واسطه فقدان قصد باطل است. ..
15 دی 1399

ماده 196 قانون مدنی

ماده ۱۹۶- کسی که معامله میکند آن معامله برای خود آن شخص محسوب است مگر اینکه در موقع عقد خلاف آن را تصریح نماید یا بعد خلاف‌ آن ثابت شود معذلک ممکن است در ضمن معامله که شخص برای خود میکند تعهدی هم به نفع شخص ثالثی بنماید. ..
15 دی 1399

ماده 197 قانون مدنی

ماده 197 قانون مدنی در صورتی که ثمن یا مثمن معامله عین متعلق به غیر باشد آن معامله برای صاحب عین خواهد بود.   گروه وکلای حق وران با بهره گیری از وکلای خوب تهران پاسخگوی سوالات حقوقی شما پیرامون مسائل مربوط به ماده 197 قانون مدنی و غیر می باشد. یکی از خدمات گروه وکلای ارائه خدمات مشاوره حقوقی رایگان میباشد . برای دسترسی به پاسخ سوالات حقوقی خود به صورت رایگان میتوانید از بخش پرسش و پاسخ اقدام کنید. در صورتی که تمایل به مشاوره حقوقی فوری دارید می توانید از بخش مشاوره تلفنی حق وران اقدام ..
15 دی 1399

ماده 198 قانون مدنی

ماده ۱۹۸- ممکن است طرفین یا یکی از آنها به وکالت از غیر اقدام بنماید و نیز ممکن است که یک نفر به وکالت از طرف متعاملین این اقدام را به عمل آورد. ..
15 دی 1399

ماده 199 قانون مدنی

ماده ۱۹۹- رضای حاصل در نتیجه اشتباه یا اکراه موجب نفوذ معامله نیست. ..
15 دی 1399

ماده 200 قانون مدنی

ماده ۲۰۰- اشتباه وقتی موجب عدم نفوذ معامله است که مربوط به خود موضوع معامله باشد. ..
15 دی 1399

ماده 202 قانون مدنی

ماده ۲۰۲- اکراه به اعمالی حاصل میشود که موثر در شخص با شعوری بوده و او را نسبت به جان یا مال یا آبروی خود تهدید کند به نحوی که عادتا ‌قابل تحمل نباشد. درمورد اعمال اکراه‌آمیز سن و شخصیت و اخلاق و مرد یا زن بودن شخص باید در نظر گرفته شود. ..
15 دی 1399

ماده 203 قانون مدنی

ماده ۲۰۳- اکراه موجب عدم نفوذ معامله است اگرچه از طرف شخص خارجی غیر از متعاملین واقع شود. ..
15 دی 1399

ماده 204 قانون مدنی

ماده ۲۰۴- تهدید طرف معامله در نفس یا جان یا آبروی اقوام نزدیک او از قبیل زوج و زوجه و آباء و اولاد موجب اکراه است. در مورد این ماده‌ تشخیص نزدیکی درجه برای موثر بودن اکراه بسته به نظر عرف است. ..
15 دی 1399

ماده 205 قانون مدنی

ماده ۲۰۵- هر گاه شخصی که تهدید شده است بداند که تهدید کننده نمیتواند تهدید خود را به موقع اجرا گذارد و یا خود شخص مزبور قادر باشد بر‌ اینکه بدون مشقت اکراه را از خود دفع کند و معامله را واقع نسازد آن شخص مکره محسوب نمیشود. ..
15 دی 1399

ماده 206 قانون مدنی

ماده ۲۰۶- اگر کسی در نتیجه اضطرار اقدام به معامله کند مکره محسوب نشده و معامله اضطراری معتبر خواهد بود. ..
15 دی 1399

ماده 207 قانون مدنی

ماده ۲۰۷- ملزم شدن شخص به انشاء معامله به حکم مقامات صالحه قانونی اکراه محسوب نمی‎شود. ..
15 دی 1399

ماده 208 قانون مدنی

ماده ۲۰۸- مجرد خوف از کسی بدون آنکه از طرف آن کس تهدیدی شده باشد اکراه محسوب نمی‎شود. ..
15 دی 1399

ماده 209 قانون مدنی

ماده ۲۰۹- امضاء معامله بعد از رفع اکراه موجب نفوذ معامله است. ..
15 دی 1399

ماده 210 قانون مدنی

ماده ۲۱۰- متعاملین باید برای معامله اهلیت داشته باشند. ..
15 دی 1399

ماده 201 قانون مدنی

ماده ۲۰۱- اشتباه در شخص طرف به صحت معامله خللی وارد نمی‌آورد مگر در مواردی که شخصیت طرف علت عمده عقد بوده باشد. ..
15 دی 1399

ماده 211 قانون مدنی

ماده ۲۱۱- برای اینکه متعاملین اهل محسوب شوند باید بالغ و عاقل و رشید باشند. ..
15 دی 1399

ماده 212 قانون مدنی

ماده ۲۱۲- معامله با اشخاصی که بالغ یا عاقل یا رشید نیستند به واسطه عدم اهلیت باطل است. ..
15 دی 1399

ماده 213 قانون مدنی

ماده ۲۱۳- معامله محجورین نافذ نیست. ..
15 دی 1399

ماده 214 قانون مدنی

ماده ۲۱۴- مورد معامله باید مال یا عملی باشد که هر یک از متعاملین تعهد تسلیم یا ایفاء آن را میکنند. ..
15 دی 1399

ماده 215 قانون مدنی

ماده ۲۱۵- مورد معامله باید مالیت داشته و متضمن منفعت عقلائی مشروع باشد. ..
15 دی 1399

ماده 216 قانون مدنی

ماده ۲۱۶- مورد معامله باید مبهم نباشد مگر در موارد خاصه که علم اجمالی به آن کافی است. ..
15 دی 1399

ماده 217 قانون مدنی

ماده ۲۱۷- در معامله لازم نیست که جهت آن تصریح شود ولی اگر تصریح شده باشد باید مشروع باشد و الا معامله باطل است. ..
15 دی 1399

ماده 218 قانون مدنی

ماده ۲۱۸- هر گاه معلوم شود که معامله با قصد فرار از دین به‌طور صوری انجام شده آن معامله باطل است. ..
15 دی 1399

ماده 219 قانون مدنی

ماده ۲۱۹- عقودی که بر طبق قانون واقع شده باشد بین متعاملین و قائم مقام آنها لازم‌ الاتباع است مگر اینکه به رضای طرفین اقاله یا به علت ‌قانونی فسخ شود. ..
15 دی 1399

ماده 220 قانون مدنی

ماده ۲۲۰- عقود نه فقط متعاملین را به اجرای چیزی که در آن تصریح شده است ملزم مینماید بلکه متعاملین به کلیه نتایجی هم که به موجب‌ عرف و عادت یا به موجب قانون از عقد حاصل میشود ملزم میباشند. ..
15 دی 1399

ماده 218 مکرر – قانون مدنی

ماده ۲۱۸ مکرر- هر گاه طلبکار به دادگاه دادخواست داده دلائل اقامه نماید که مدیون برای فرار از دین قصد فروش اموال خود را دارد، دادگاه می تواند قرار توقیف اموال وی را به میزان بدهی او صادر نماید که در این صورت بدون اجازه دادگاه حق فروش اموال را نخواهد داشت. ..
15 دی 1399

ماده 221 قانون مدنی

ماده ۲۲۱- اگر کسی تعهد اقدام به امری را بکند یا تعهد نماید که از انجام امری خودداری کند در صورت تخلف مسئول خسارت طرف مقابل است‌ مشروط بر اینکه جبران خسارت تصریح شده و یا تعهد عرفاً به منزله تصریح باشد و یا بر حسب قانون موجب ضمان باشد. ..
15 دی 1399

ماده 222 قانون مدنی

ماده ۲۲۲- در صورت عدم ایفاء تعهد با رعایت ماده فوق حاکم میتواند به کسی که تعهد به نفع او شده است اجازه دهد که خود او عمل را انجام ‌دهد و متخلف را به تادیه مخارج آن محکوم نماید. ..
15 دی 1399

ماده 223 قانون مدنی

ماده ۲۲۳- هر معامله که واقع شده باشد محمول بر صحت است مگر اینکه فساد آن معلوم شود. ..
15 دی 1399

ماده 224 قانون مدنی

ماده ۲۲۴- الفاظ عقود محمول است بر معانی عرفیه. ..
15 دی 1399

ماده 225 قانون مدنی

ماده ۲۲۵- متعارف بودن امری در عرف و عادت به طوری که عقد بدون تصریح هم منصرف آن باشد به منزله ذکر در عقد است. ..
15 دی 1399

ماده 226 قانون مدنی

ماده ۲۲۶- در مورد عدم ایفاء تعهدات از طرف یکی از متعاملین طرف دیگر نمیتواند ادعای خسارت نماید مگر اینکه برای ایفاء تعهد مدت‌ معینی مقرر شده و مدت مزبور منقضی شده باشد و اگر برای ایفاء تعهد مدتی مقرر نبوده طرف وقتی میتواند ادعای خسارت نماید که اختیار موقع‌ انجام با او بوده و ثابت نماید که انجام تعهد را مطالبه کرده است. ..
15 دی 1399

ماده 227 قانون مدنی

ماده ۲۲۷- متخلف از انجام تعهد وقتی محکوم به تادیه خسارت میشود که نتواند ثابت نماید که عدم انجام به واسطه علت خارجی بوده است که‌ نمیتوان مربوط به او نمود. ..
15 دی 1399

ماده 228 قانون مدنی

ماده ۲۲۸- در صورتی که موضوع تعهد تادیه وجه نقدی باشد حاکم میتواند با رعایت ماده ۲۲۱ مدیون را به جبران خسارت حاصله از تاخیر در‌ تادیه دین محکوم نماید. ..
15 دی 1399

ماده 229 قانون مدنی

ماده ۲۲۹- اگر متعهد به واسطه حادثه که دفع آن خارج از حیطه اقتدار اوست نتواند از عهده تعهد خود برآید محکوم به تادیه خسارت نخواهد بود. ..
15 دی 1399

ماده 230 قانون مدنی

ماده ۲۳۰- اگر در ضمن معامله شرط شده باشد که در صورت تخلف متخلف مبلغی به عنوان خسارت تادیه نماید حاکم نمی‌تواند او را به بیشتر یا‌ کمتر از آن چه که ملزم شده است محکوم کند. ..
15 دی 1399

ماده 231 قانون مدنی

ماده ۲۳۱- معاملات و عقود فقط درباره طرفین متعاملین و قائم مقام قانونی آنها موثر است مگر در مورد ماده ۱۹۶. ..
15 دی 1399

ماده 232 قانون مدنی

ماده ۲۳۲- شروط مفصله ذیل باطل است ولی مفسد عقد نیست: ۱ – شرطی که انجام آن غیرمقدور باشد. ۲ – شرطی که در آن نفع و فایده نباشد. ۳ – شرطی که نامشروع باشد. ..
15 دی 1399

ماده 233 قانون مدنی

ماده ۲۳۳- شروط مفصله ذیل باطل و موجب بطلان عقد است. ۱ – شرط خلاف مقتضای عقد. ۲ – شرط مجهولی که جهل به آن موجب جهل به عوضین شود. ..
15 دی 1399

ماده 234 قانون مدنی

ماده ۲۳۴- شرط بر سه قسم است: ۱ – شرط صفت ۲ – شرط نتیجه ۳- شرط فعل اثباتاً یا نفیاً ‌شرط صفت عبارت است از شرط راجع به کیفیت یا کمیت مورد معامله ‌شرط نتیجه آن است که تحقق امری در خارج شرط شود. ‌شرط فعل آن است که اقدام یا عدم اقدام به فعلی بر یکی از متعاملین یا بر شخص خارجی شرط شود. ..
15 دی 1399

ماده 235 قانون مدنی

ماده ۲۳۵- هر گاه شرطی که در ضمن عقد شده است شرط صفت باشد و معلوم شود آن صفت موجود نیست کسی که شرط به نفع او شده است‌ خیار فسخ خواهد داشت. ..
15 دی 1399

ماده 236 قانون مدنی

ماده ۲۳۶- شرط نتیجه در صورتی که حصول آن نتیجه موقوف به سبب خاصی نباشد آن نتیجه به نفس اشتراط حاصل میشود. ..
15 دی 1399

ماده 237 قانون مدنی

ماده ۲۳۷- هر گاه شرط در ضمن عقد شرط فعل باشد اثباتاً یا نفیاً کسی که ملتزم به آنجام شرط شده است باید آن را بجا بیاورد و در صورت‌ تخلف طرف معامله میتواند به حاکم رجوع نموده تقاضای اجبار به وفاء شرط بنماید. ..
15 دی 1399

ماده 238 قانون مدنی

ماده ۲۳۸- هر گاه فعلی در ضمن عقد شرط شود و اجبار ملتزم به آنجام آن غیر مقدور ولی انجام آن به وسیله شخص دیگری مقدور باشد حاکم‌ میتواند به خرج ملتزم موجبات انجام آن فعل را فراهم کند. ..
15 دی 1399

ماده 239 قانون مدنی

ماده ۲۳۹- هر گاه اجبار مشروط علیه برای انجام فعل مشروط ممکن نباشد و فعل مشروط هم از جمله اعمالی نباشد که دیگری بتواند از جانب او‌ واقع سازد طرف مقابل حق فسخ معامله را خواهد داشت. ..
15 دی 1399

ماده 240 قانون مدنی

ماده ۲۴۰- اگر بعد از عقد انجام شرط ممتنع شود یا معلوم شود که حین‌العقد ممتنع بوده است کسی که شرط بر نفع او شده است اختیار فسخ‌ معامله را خواهد داشت مگر اینکه امتناع مستند به فعل مشروط‌ له باشد. ..
15 دی 1399

ماده 241 قانون مدنی

ماده ۲۴۱- ممکن است در معامله شرط شود که یکی از متعاملین برای آنچه که به واسطه معامله مشغول‌الذمه میشود رهن یا ضامن بدهد. ..
16 دی 1399

ماده 242 قانون مدنی

ماده ۲۴۲- هر گاه در عقد شرط شده باشد که مشروط علیه مال معین را رهن دهد و آن مال تلف یا معیوب شود مشروط ‌له اختیار فسخ معامله را‌خواهد داشت نه حق مطالبه عوض رهن یا ارش عیب و اگر بعد از آنکه مال را مشروط‌ له برهن گرفت آن مال تلف یا معیوب شود دیگر اختیار فسخ‌ ندارد. ..
16 دی 1399

ماده 243 قانون مدنی

ماده ۲۴۳- هر گاه در عقد شرط شده باشد که ضامنی داده شود و این شرط انجام نگیرد مشروط ‌له حق فسخ معامله را خواهد داشت. ..
16 دی 1399

ماده 244 قانون مدنی

ماده ۲۴۴- طرف معامله که شرط به نفع او شده میتواند از عمل به آن شرط صرف نظر کند که در این صورت مثل آن است که این شرط در معامله قید‌ نشده باشد لیکن شرط نتیجه قابل اسقاط نیست. ..
16 دی 1399

ماده 245 قانون مدنی

ماده ۲۴۵- اسقاط حق حاصل از شرط ممکن است به لفظ باشد یا به فعل یعنی عملی که دلالت بر اسقاط شرط نماید. ..
16 دی 1399

ماده 246 قانون مدنی

ماده ۲۴۶- در صورتی که معامله به واسطه اقاله یا فسخ بهم بخورد شرطی که در ضمن آن شده است باطل میشود و اگر کسی که ملزم به انجام‌ شرط بوده است عمل به شرط کرده باشد میتواند عوض او را از مشروط ‌له بگیرد. ..
16 دی 1399

ماده 247 قانون مدنی

ماده ۲۴۷- معامله به مال غیر جز به عنوان ولایت یا وصایت یا وکالت نافذ نیست ولو اینکه صاحب مال باطناً راضی باشد ولی اگر مالک یا قائم‌مقام او پس از وقوع معامله آن را اجازه نمود در این صورت معامله صحیح و نافذ میشود. ..
16 دی 1399

ماده 248 قانون مدنی

ماده ۲۴۸- اجازه مالک نسبت به معامله فضولی حاصل میشود به لفظ یا فعلی که دلالت بر امضاء عقد نماید. ..
16 دی 1399

ماده 249 قانون مدنی

ماده ۲۴۹- سکوت مالک ولو با حضور در مجلس عقد اجازه محسوب نمیشود. ..
16 دی 1399

ماده 250 قانون مدنی

ماده ۲۵۰- اجازه در صورتی موثر است که مسبوق به رد نباشد والا اثری ندارد. ..
16 دی 1399

ماده 251 قانون مدنی

ماده ۲۵۱- رد معامله فضولی حاصل میشود به هر لفظ یا فعلی که دلالت بر عدم رضای به آن نماید. ..
17 دی 1399

ماده 252 قانون مدنی

ماده ۲۵۲- لازم نیست اجازه یا رد فوری باشد. اگر تاخیر موجب تضرر طرف اصیل باشد مشارالیه میتواند معامله را بهم بزند. ..
17 دی 1399

ماده 253 قانون مدنی

ماده ۲۵۳- در معامله فضولی اگر مالک قبل از اجازه یا رد فوت نماید اجازه یا رد با وارث است. ..
17 دی 1399

ماده 254 قانون مدنی

ماده ۲۵۴- هر گاه کسی نسبت به مال غیر معامله نماید و بعد از آن به نحوی از انحاء به معامله‌ کننده فضولی منتقل شود صرف تملک موجب نفوذ‌ معامله سابقه نخواهد بود. ..
17 دی 1399

ماده 255 قانون مدنی

ماده ۲۵۵- هر گاه کسی نسبت به مالی معامله به عنوان فضولی نماید و بعد معلوم شود که آن مال ملک معامله‌ کننده بوده است یا ملک کسی بوده‌ است که معامله‌ کننده میتوانسته است از قبل او ولایتا یا وکالتا معامله نماید در این صورت نفوذ و صحت معامله موکول به اجازه معامل است و الا ‌معامله باطل خواهد بود. ..
17 دی 1399

ماده 256 قانون مدنی

ماده ۲۵۶- هر گاه کسی مال خود و مال غیر را به یک عقدی منتقل کند یا انتقال مالی را برای خود و دیگری قبول کند معامله نسبت به خود او نافذ‌و نسبت به غیر فضولی است. ..
17 دی 1399

ماده 257 قانون مدنی

ماده ۲۵۷- اگر عین مالی که موضوع معامله فضولی بوده است قبل از اینکه مالک معامله فضولی را اجازه یا رد کند مورد معامله دیگر نیز واقع شود‌ مالک میتواند هر یک از معاملات را که بخواهد اجازه کند در این صورت هر یک را اجازه کرد معاملات بعد از آن نافذ و سابق بر آن باطل خواهد بود. ..
17 دی 1399

ماده 258 قانون مدنی

ماده ۲۵۸- نسبت به منافع مالی که مورد معامله فضولی بوده است و همچنین نسبت به منافع حاصله از عوض آن اجازه یا رد از روز عقد موثر‌ خواهد بود. ..
17 دی 1399

ماده 259 قانون مدنی

ماده ۲۵۹- هر گاه معامل فضولی مالی را که موضوع معامله بوده است به تصرف متعامل داده باشد و مالک آن معامله را اجازه نکند متصرف ضامن‌ عین و منافع است. ..
17 دی 1399

ماده 260 قانون مدنی

ماده ۲۶۰- در صورتی که معامل فضولی عوض مالی را که موضوع معامله بوده است گرفته و در نزد خود داشته باشد و مالک با اجازه معامله قبض‌ عوض را نیز اجازه کند دیگر حق رجوع به طرف دیگر نخواهد داشت. ..
17 دی 1399

ماده 261 قانون مدنی

ماده ۲۶۱- در صورتی که مبیع فضولی به تصرف مشتری داده شود هر گاه مالک معامله را اجازه نکرد مشتری نسبت به اصل مال و منافع مدتی که‌ در تصرف او بوده ضامن است اگر چه منافع را استیفاء نکرده باشد و همچنین است نسبت به هر عیبی که در مدت تصرف مشتری حادث شده باشد. ..
17 دی 1399

ماده 262 قانون مدنی

ماده ۲۶۲- در مورد ماده قبل مشتری حق دارد که برای استرداد ثمن عیناً یا مثلاً یا قیمه به بایع فضولی رجوع کند. ..
17 دی 1399

ماده 263 قانون مدنی

ماده ۲۶۳- هر گاه مالک معامله را اجازه نکند و مشتری هم بر فضولی بودن آن جاهل باشد حق دارد که برای ثمن و کلیه غرامات به بایع فضولی‌ رجوع کند و در صورت عالم بودن فقط حق رجوع برای ثمن را خواهد داشت. ..
17 دی 1399

ماده 264 قانون مدنی

ماده ۲۶۴- تعهدات به یکی از طرق ذیل ساقط میشود: ۱- به وسیله وفای به عهد ۲- به وسیله اقاله ۳- به وسیله ابراء ۴- به وسیله تبدیل تعهد ۵- به وسیله تهاتر ۶- به وسیله مالکیت مافی‌الذمه ..
17 دی 1399

ماده 265 قانون مدنی

ماده ۲۶۵- هر کس مالی به دیگری بدهد ظاهر در عدم تبرع است بنابراین اگر کسی چیزی به دیگری بدهد بدون اینکه مقروض آن چیز باشد‌ میتواند استرداد کند. ..
17 دی 1399

ماده 266 قانون مدنی

ماده ۲۶۶- در مورد تعهداتی که برای متعهدله قانوناً حق مطالبه نمیباشد اگر متعهد به میل خود آن را ایفاء نماید دعوی استرداد او مسموع نخواهد‌ بود. ..
17 دی 1399

ماده 267 قانون مدنی

ماده ۲۶۷- ایفاء دین از جانب غیر مدیون هم جائز است اگر چه از طرف مدیون اجازه نداشته باشد ولیکن کسی که دین دیگری را ادا میکند اگر با‌اذن باشد حق مراجعه به او دارد و الا حق رجوع ندارد. ..
17 دی 1399

ماده 268 قانون مدنی

ماده ۲۶۸- انجام فعلی در صورتی که مباشرت شخص متعهد شرط شده باشد به وسیله دیگری ممکن نیست مگر با رضایت متعهدله. ..
17 دی 1399

ماده 269 قانون مدنی

ماده ۲۶۹- وفای به عهد وقتی محقق می‌شود که متعهد چیزی را که میدهد مالک و یا ماذون از طرف مالک باشد و شخصا هم اهلیت داشته باشد. ..
17 دی 1399

ماده 270 قانون مدنی

ماده ۲۷۰- اگر متعهد در مقام وفای به عهد مالی تادیه نماید دیگر نمیتواند به عنوان اینکه در حین تادیه مالک آن مال نبوده استرداد آن را از متعهد‌له بخواهد مگر اینکه ثابت کند که مال غیر و یا مجوز قانونی در ید او بوده بدون اینکه اذن در تادیه داشته باشد. ..
17 دی 1399

ماده 271 قانون مدنی

ماده ۲۷۱- دین باید به شخص داین یا به کسی که از طرف او وکالت دارد تادیه گردد یا به کسی که قانونا حق قبض را دارد. ..
17 دی 1399

ماده 272 قانون مدنی

ماده ۲۷۲- تادیه به غیر اشخاص مذکور در ماده فوق وقتی صحیح است که داین راضی شود. ..
17 دی 1399

ماده 273 قانون مدنی

ماده ۲۷۳- اگر صاحب حق از قبول آن امتناع کند متعهد به وسیله تصرف دادن آن به حاکم یا قائم مقام او بری میشود و از تاریخ این اقدام مسئول‌ خسارتی که ممکن است به موضوع حق وارد آید نخواهد بود. ..
17 دی 1399

ماده 274 قانون مدنی

ماده ۲۷۴- اگر متعهدله اهلیت قبض نداشته باشد تادیه در وجه او معتبر نخواهد بود. ..
17 دی 1399

ماده 275 قانون مدنی

ماده ۲۷۵- متعهدله را نمیتوان مجبور نمود که چیز دیگری به غیر آن چه که موضوع تعهد است قبول نماید اگر چه آن شیء قیمتاً معادل یا بیشتر از‌ موضوع تعهد باشد. ..
17 دی 1399

ماده 276 قانون مدنی

ماده ۲۷۶- مدیون نمیتواند مالی را که از طرف حاکم ممنوع از تصرف در آن شده است در مقام وفای به عهده تادیه نماید. ..
17 دی 1399

ماده 277 قانون مدنی

ماده ۲۷۷- متعهد نمیتواند متعهدله را مجبور به قبول قسمتی از موضوع تعهد نماید ولی حاکم میتواند نظر به وضعیت مدیون مهلت عادله یا قرار ‌اقساط دهد. ..
17 دی 1399

ماده 278 قانون مدنی

ماده ۲۷۸- اگر موضوع تعهد عین معینی باشد تسلیم آن به صاحبش در وضعیتی که حین تسلیم دارد موجب برائت متعهد میشود اگر چه کسر و‌ نقصان از تعدی یا تفریط متعهد ناشی نشده باشد مگر در مواردی که در این قانون تصریح شده است ولی اگر متعهد با انقضاء اجل و مطالبه تاخیر در ‌تسلیم نموده باشد مسئول هر کسر و نقصان خواهد بود اگر چه کسر و نقصان مربوط به تقصیر شخص متعهد نباشد. ..
17 دی 1399

ماده 279 قانون مدنی

ماده ۲۷۹- اگر موضوع تعهد عین شخصی نبوده و کلی باشد متعهد مجبور نیست که از فرد اعلای آن ایفاء کند لیکن از فردی هم که عرفاً معیوب‌ محسوب است نمیتواند بدهد. ..
17 دی 1399

ماده 280 قانون مدنی

ماده ۲۸۰- انجام تعهد باید در محلی که عقد واقع شده به عمل آید مگر اینکه بین متعاملین قرارداد مخصوصی باشد یا عرف و عادت ترتیب‌ دیگری اقتضا نماید. ..
17 دی 1399

ماده 282 قانون مدنی

ماده ۲۸۲- اگر به یک نفر دیون متعدده داشته باشد تشخیص اینکه تادیه از بابت کدام دین است با مدیون میباشد. ..
17 دی 1399

ماده 283 قانون مدنی

ماده ۲۸۳- بعد از معامله طرفین میتوانند به تراضی آن را اقاله و تفاسخ کنند. ..
17 دی 1399

ماده 285 قانون مدنی

ماده ۲۸۵- موضوع اقاله ممکن است تمام معامله واقع شود یا فقط مقداری از مورد آن. ..
17 دی 1399

ماده 286 قانون مدنی

ماده ۲۸۶- تلف یکی از عوضین مانع اقاله نیست در این صورت به جای آن چیزی که تلف شده است مثل آن در صورت مثلی بودن و قیمت آن در‌صورت قیمتی بودن داده میشود. ..
17 دی 1399

ماده 288 قانون مدنی

ماده ۲۸۸- اگر مالک بعد از عقد در مورد معامله تصرفاتی کند که موجب ازدیاد قیمت آن شود در حین اقاله به مقدار قیمتی که به سبب عمل او زیاد‌ شده است مستحق خواهد بود. ..
17 دی 1399

ماده 287 قانون مدنی

ماده ۲۸۷- نماآت و منافع منفصله که از زمان عقد تا زمان اقاله در مورد معامله حادث میشود مال کسی است که به واسطه عقد مالک شده است ولی‌ نماآت متصله مال کسی است که در نتیجه اقاله مالک میشود. ..
17 دی 1399

ماده 289 قانون مدنی

ماده ۲۸۹- ابراء عبارت از این است که داین از حق خود به اختیار صرف نظر نماید. ..
17 دی 1399

ماده 290 قانون مدنی

ماده ۲۹۰- ابراء وقتی موجب سقوط تعهد میشود که متعهد برای ابراء اهلیت داشته باشد. ..
17 دی 1399

ماده 284 قانون مدنی

ماده ۲۸۴- اقاله به هر لفظ یا فعلی واقع میشود که دلالت بر بهم زدن معامله کند. ..
17 دی 1399

ماده 281 قانون مدنی

ماده ۲۸۱- مخارج تادیه به عهده مدیون است مگر اینکه شرط خلاف شده باشد. ..
17 دی 1399

ماده 291 قانون مدنی

ماده ۲۹۱- ابراء ذمه میت از دین صحیح است. ..
17 دی 1399

ماده 292 قانون مدنی

ماده ۲۹۲- تبدیل تعهد در موارد ذیل حاصل میشود: ۱- وقتی که متعهد و متعهدله به تبدیل تعهد اصلی به تعهد جدیدی که قائم مقام آن میشود به سببی از اسباب تراضی نمایند در این صورت متعهد ‌نسبت به تعهد اصلی بری میشود. ۲- وقتی که شخص ثالث با رضایت متعهدله قبول کند که دین متعهد را ادا نماید. ۳- وقتی که متعهدله مافی‌الذمه متعهد را به کسی دیگر منتقل نماید. ..
17 دی 1399

ماده 293 قانون مدنی

ماده ۲۹۳- در تبدیل تعهد تضمینات تعهد سابق به تعهد لاحق تعلق نخواهد گرفت مگر اینکه طرفین معامله آن را صراحتاً شرط کرده باشند. ..
17 دی 1399

ماده 294 قانون مدنی

ماده ۲۹۴- وقتی دو نفر در مقابل یکدیگر مدیون باشند بین دیون آنها به یکدیگر به طریقی که در مواد ذیل مقرر است تهاتر حاصل میشود. ..
17 دی 1399

ماده 295 قانون مدنی

ماده ۲۹۵- تهاتر قهری است و بدون اینکه طرفین در این موضوع تراضی نمایند حاصل میگردد بنابراین به محض اینکه دو نفر در مقابل یکدیگر ‌در آن واحد مدیون شدند هر دو دین تا اندازه‌ای که با هم معادله مینماید به طور تهاتر بر طرف شده و طرفین به مقدار آن در مقابل یکدیگر بری‌ میشوند. ..
17 دی 1399

ماده 296 قانون مدنی

ماده ۲۹۶- تهاتر فقط در مورد دو دینی حاصل میشود که موضوع آنها از یک جنس باشد با اتحاد زمان و مکان تادیه ولو به اختلاف سبب. ..
17 دی 1399

ماده 297 قانون مدنی

ماده ۲۹۷- اگر بعد از ضمان مضمون‌له به مضمون‌عنه مدیون شود موجب فراغ ذمه ضامن نخواهد شد. ..
17 دی 1399

ماده 298 قانون مدنی

ماده ۲۹۸- اگر فقط محل تادیه دینین مختلف باشد تهاتر وقتی حاصل میشود که با تادیه مخارج مربوطه به نقل موضوع قرض از محلی به محل دیگری یا به نحوی از انحاء طرفین حق تادیه در محل معین را ساقط نمایند. ..
17 دی 1399

ماده 299 قانون مدنی

ماده ۲۹۹- در مقابل حقوق ثابته اشخاص ثالث تهاتر موثر نخواهد بود و بنابراین اگر موضوع دین به نفع شخص ثالثی در نزد مدیون مطابق قانون ‌توقیف شده باشد و مدیون بعد از این توقیف از داین خود طلبکار گردد دیگر نمی‌تواند به استناد تهاتر از تادیه مال توقیف شده امتناع کند. ..
17 دی 1399

ماده 300 قانون مدنی

ماده ۳۰۰- اگر مدیون مالک مافی‌الذمه خود گردد ذمه او بری میشود مثل اینکه اگر کسی به مورث خود مدیون باشد پس از فوت مورث دین او‌ نسبت به سهم‌الارث ساقط می‌شود. ..
17 دی 1399

ماده 301 قانون مدنی

ماده ۳۰۱- کسی که عمداً یا اشتباهاً چیزی را که مستحق نبوده است دریافت کند ملزم است آن را به مالک تسلیم کند. ..
17 دی 1399

ماده 302 قانون مدنی

ماده ۳۰۲- اگر کسی که اشتباهاً خود را مدیون میدانست آن دین را تادیه کند حق دارد از کسی که آن را بدون حق اخذ کرده است استرداد نماید. ..
17 دی 1399

ماده 303 قانون مدنی

ماده ۳۰۳- کسی که مالی را من غیر حق دریافت کرده است ضامن عین و منافع آن است اعم از این که به عدم استحقاق خود عالم باشد یا جاهل. ..
17 دی 1399

ماده 304 قانون مدنی

ماده ۳۰۴- اگر کسی که چیزی را بدون حق دریافت کرده است خود را محق می‌دانسته لیکن در واقع محق نبوده و آن چیز را فروخته باشد معامله ‌فضولی و تابع احکام مربوطه به آن خواهد بود. ..
17 دی 1399

ماده 305 قانون مدنی

ماده ۳۰۵- در مورد مواد فوق صاحب مال باید از عهده مخارج لازمه که برای نگاهداری آن شده است بر آید مگر در صورت علم متصرف به عدم استحقاق خود. ..
17 دی 1399

ماده 306 قانون مدنی

ماده ۳۰۶- اگر کسی اموال غایب یا محجور و امثال آنها را بدون اجازه مالک یا کسی که حق اجازه دارد اداره کند باید حساب زمان تصدی خود را‌بدهد در صورتی که تحصیل اجازه در موقع مقدور بوده یا تاخیر در دخالت موجب ضرر نبوده است حق مطالبه مخارج نخواهد داشت ولی اگر عدم ‌دخالت یا تاخیر در دخالت موجب ضرر صاحب مال باشد دخالت ‌کننده مستحق اخذ مخارجی خواهد بود که برای اداره کردن لازم بوده است. ..
17 دی 1399

ماده 307 قانون مدنی

ماده ۳۰۷- امور ذیل موجب ضمان قهری است: ۱) غصب و آنچه که در حکم غصب است ۲) اتلاف ۳) تسبیب ۴) ‌استیفاء ..
17 دی 1399

ماده 308 قانون مدنی

ماده ۳۰۸- غصب استیلاء بر حق غیر است به نحو عدوان اثبات ید بر مال غیر بدون مجوز هم در حکم غصب است. ..
17 دی 1399

ماده 309 قانون مدنی

ماده ۳۰۹- هر گاه شخصی مالک را از تصرف در مال خود مانع شود بدون آن که خود او تسلط بر آن مال پیدا کند غاصب محسوب نمیشود لیکن ‌در صورت اتلاف یا تسبیب ضامن خواهد بود. ..
17 دی 1399

ماده 310 قانون مدنی

ماده ۳۱۰- اگر کسی که مالی به عاریه یا به ودیعه و امثال آنها در دست اوست منکر گردد از تاریخ انکار در حکم غاصب است. ..
17 دی 1399

ماده 311 قانون مدنی

ماده ۳۱۱- غاصب باید مال مغصوب را عینا به صاحب آن رد نماید و اگر عین تلف شده باشد باید مثل یا قیمت آن را بدهد و اگر به علت دیگری رد عین ممکن نباشد باید بدل آن را بدهد. ..
18 دی 1399

ماده 312 قانون مدنی

ماده ۳۱۲- هر گاه مال مغصوب بوده و مثل آن پیدا نشود غاصب باید قیمت حین‌الاداء را بدهد و اگر مثل موجود بوده و از مالیت افتاده باشد باید ‌آخرین قیمت آن را بدهد. ..
18 دی 1399

ماده 313 قانون مدنی

ماده ۳۱۳- هر گاه کسی در زمین خود با مصالح متعلقه به دیگری بنائی سازد یا درخت غیر را بدون اذن مالک در آن زمین غرس کند صاحب مصالح‌ یا درخت میتواند قلع یا نزع آن را بخواهد مگر این که به اخذ قیمت تراضی نمایند. ..
18 دی 1399

ماده 314 قانون مدنی

ماده ۳۱۴- اگر در نتیجه عمل غاصب قیمت مال مغصوب زیاد شود غاصب حق مطالبه قیمت زیادی را نخواهد داشت مگر اینکه آن زیادتی عین‌ باشد که در این صورت عین زاید متعلق به خود غاصب است. ..
18 دی 1399

ماده 315 قانون مدنی

ماده ۳۱۵- غاصب مسئول هر نقص و عیبی است که در زمان تصرف او به مال مغصوب وارد شده باشد هر چند مستند به فعل او نباشد. ..
18 دی 1399

ماده 316 قانون مدنی

ماده ۳۱۶- اگر کسی مال مغصوب را از غاصب غصب کند آن شخص نیز مثل غاصب سابق ضامن است اگر چه به غاصبیت غاصب اولی جاهل ‌باشد. ..
18 دی 1399

ماده 317 قانون مدنی

ماده ۳۱۷- مالک میتواند عین و در صورت تلف شدن عین مثل یا قیمت تمام یا قسمتی از مال مغصوب را از غاصب اولی یا از هر یک از غاصبین‌ بعدی که بخواهد مطالبه کند. ..
18 دی 1399

ماده 318 قانون مدنی

ماده ۳۱۸- هر گاه مالک رجوع کند به غاصبی که مال مغصوب در ید او تلف شده است آن شخص حق رجوع به غاصب دیگر ندارد ولی اگر به غاصب دیگری به غیر آن کسی که مال در ید او تلف شده است رجوع نماید مشارالیه نیز میتواند به کسی که مال در ید او تلف شده است رجوع کند و یا‌ به یکی از لاحقین خود رجوع کند تا منتهی شود به کسی که مال در ید او تلف شده است و به طور کلی ضمان بر عهده کسی مستقر است که مال‌ مغصوب در نزد او تلف ..
18 دی 1399

ماده 319 قانون مدنی

ماده ۳۱۹- اگر مالک تمام یا قسمتی از مال مغصوب را از یکی از غاصبین بگیرد حق رجوع به قدر ماخوذ به غاصبین دیگر ندارد. ..
18 دی 1399

ماده 320 قانون مدنی

ماده ۳۲۰- نسبت به منافع مال مغصوب هر یک از غاصبین به اندازه منافع زمان تصرف خود و مابعد خود ضامن است اگر چه استیفاء منفعت‌ نکرده باشد لیکن غاصبی که از عهده منافع زمان تصرف غاصبین لاحق خود بر آمده است میتواند به هر یک نسبت به زمان تصرف او رجوع کند. ..
18 دی 1399

ماده 321 قانون مدنی

ماده ۳۲۱- هر گاه مالک ذمه یکی از غاصبین را نسبت به مثل یا قیمت مال مغصوب ابراء کند حق رجوع به غاصبین دیگر نخواهد داشت. ولی اگر ‌حق خود را به یکی از آنان به نحوی از انحاء انتقال دهد آن کس قائم مقام مالک میشود و دارای همان حقی خواهد بود که مالک دارا بوده است. ..
18 دی 1399

ماده 322 قانون مدنی

ماده ۳۲۲- ابراء ذمه یکی از غاصبین نسبت به منافع زمان تصرف او موجب ابراء ذمه دیگران از حصه آنها نخواهد بود لیکن اگر یکی از غاصبین را‌نسبت به منافع عین ابراء کند حق رجوع به لاحقین نخواهد داشت. ..
18 دی 1399

ماده 323 قانون مدنی

ماده ۳۲۳ اگر کسی ملک مغصوب را از غاصب بخرد آن کس نیز ضامن است و مالک می‌تواند بر طبق مقررات مواد فوق به هر یک از بایع و ‌مشتری رجوع کرده عین و در صورت تلف شدن آن مثل یا قیمت مال و همچنین منافع آن را در هر حال مطالبه نماید. ..
18 دی 1399

ماده 324 قانون مدنی

ماده ۳۲۴ در صورتی که مشتری عالم به غصب باشد حکم رجوع هر یک از بایع و مشتری به یکدیگر در آن چه که مالک از آنها گرفته است حکم‌ غاصب از غاصب بوده تابع مقررات فوق خواهد بود. ..
18 دی 1399

ماده 325 قانون مدنی

ماده ۳۲۵ اگر مشتری جاهل به غصب بوده و مالک به او رجوع نموده باشد او نیز میتواند نسبت به ثمن و خسارات به بایع رجوع کند اگر چه مبیع ‌نزد خود مشتری تلف شده باشد و اگر مالک نسبت به مثل یا قیمت رجوع به بایع کند بایع حق رجوع به مشتری را نخواهد داشت. ..
18 دی 1399

ماده 326 قانون مدنی

ماده ۳۲۶ اگر عوضی که مشتری عالم بر غصب در صورت تلف مبیع به مالک داده است زیاد بر مقدار ثمن باشد به مقدار زیاده نمیتواند رجوع به‌ بایع کند ولی نسبت به مقدار ثمن حق رجوع دارد. ..
18 دی 1399

ماده 327 قانون مدنی

ماده ۳۲۷ اگر ترتیب ایادی بر مال مغصوب به معامله دیگری غیر از بیع باشد احکام راجعه به بیع مال غصب که فوقاً ذکر شده مجری خواهد بود. ..
18 دی 1399

ماده 328 قانون مدنی

ماده ۳۲۸ هر کس مال غیر را تلف کند ضامن آن است و باید مثل یا قیمت آن را بدهد اعم از این که از روی عمد تلف کرده باشد یا بدون عمد و ‌اعم از این که عین باشد یا منفعت و اگر آن را ناقص یا معیوب کند ضامن نقص قیمت آن مال است. ..
18 دی 1399

ماده 329 قانون مدنی

ماده ۳۲۹ اگر کسی خانه یا بنای کسی را خراب کند باید آن را به مثل صورت اول بنا نماید و اگر ممکن نباشد باید از عهده قیمت بر آید. ..
18 دی 1399

ماده 330 قانون مدنی

ماده ۳۳۰ اگر کسی حیوان متعلق به غیر را بدون اذن صاحب آن بکشد باید تفاوت قیمت زنده و کشته آن را بدهد ولیکن اگر برای دفاع از نفس‌ بکشد یا ناقص کند ضامن نیست. ..
18 دی 1399

ماده 331 قانون مدنی

ماده ۳۳۱ هر کس سبب تلف مالی بشود باید مثل یا قیمت آن را بدهد و اگر سبب نقص یا عیب آن شده باشد باید از عهده نقص قیمت آن برآید. ..
18 دی 1399

ماده 332 قانون مدنی

ماده ۳۳۲ هر گاه یک نفر سبب تلف مالی را ایجاد کند و دیگری مباشر تلف شدن آن مال بشود مباشر مسئول است نه مسبب مگر این که سبب‌ اقوی باشد به نحوی که عرفاً اتلاف مستند به او باشد. ..
18 دی 1399

ماده 333 قانون مدنی

ماده ۳۳۳ صاحب دیوار یا عمارت یا کارخانه مسئول خساراتی است که از خراب شدن آن وارد میشود مشروط بر این که خرابی در نتیجه عیبی‌ حاصل گردد که مالک مطلع بر آن بوده و یا از عدم مواظبت او تولید شده است. ..
18 دی 1399

ماده 334 قانون مدنی

ماده ۳۳۴ مالک یا متصرف حیوان مسئول خساراتی نیست که از ناحیه آن حیوان وارد میشود مگر این که در حفظ حیوان تقصیر کرده باشد لیکن ‌در هر حال اگر حیوان به واسطه عمل کسی منشاء ضرر گردد فاعل آن عمل مسئول خسارات وارده خواهد بود. ..
18 دی 1399

ماده 335 قانون مدنی

ماده ۳۳۵ در صورت تصادم بین دو کشتی یا دو قطار راه‌ آهن یا دو اتومبیل و امثال آنها مسئولیت متوجه طرفی خواهد بود که تصادم در نتیجه عمد‌یا مسامحه او حاصل شده باشد و اگر طرفین تقصیر یا مسامحه کرده باشند هر دو مسئول خواهند بود. ..
18 دی 1399

ماده 336 قانون مدنی

ماده ۳۳۶ هر گاه کسی بر حسب امر دیگری اقدام به عملی نماید که عرفاً برای آن عمل اجرتی بوده و یا آن شخص عادتاً مهیای آن عمل باشد عامل ‌مستحق اجرت عمل خود خواهد بود مگر این‌که معلوم شود که قصد تبرع داشته است. تبصره (الحاقی ۱۳۸۵/۰۵/۰۹) – چنانچه زوجه کارهایی را که شرعا به عهده وی نبوده و عرفا برای آن کار اجرت‌المثل باشد، به دستور زوج و با عدم قصد تبرع انجام داده باشد و برای دادگاه نیز ثابت شود، دادگاه اجرت‌المثل کارهای انجام گرفته را محاسبه و به پرداخت آن حکم می‌نماید. ..
18 دی 1399

ماده 337 قانون مدنی

ماده ۳۳۷ هر گاه کسی بر حسب اذن صریح یا ضمنی از مال غیر استیفای منفعت کند صاحب مال مستحق اجرت‌المثل خواهد بود مگر این که معلوم شود که اذن در انتفاع مجانی بوده است. ..
18 دی 1399

ماده 338 قانون مدنی

ماده ۳۳۸ بیع عبارت است از تملیک عین به عوض معلوم. ..
18 دی 1399

ماده 339 قانون مدنی

ماده ۳۳۹ پس از توافق بایع و مشتری در مبیع و قیمت آن عقد بیع به ایجاب و قبول واقع میشود. ‌ممکن است بیع به داد و ستد نیز واقع گردد. ..
18 دی 1399

ماده 340 قانون مدنی

ماده ۳۴۰ در ایجاب و قبول الفاظ و عبارات باید صریح در معنی بیع باشد. ..
18 دی 1399

ماده 341 قانون مدنی

ماده ۳۴۱ بیع ممکن است مطلق باشد یا مشروط و نیز ممکن است که برای تسلیم تمام یا قسمتی از مبیع یا برای تادیه تمام یا قسمتی از ثمن‌ اجلی قرار داده شود. ..
18 دی 1399

ماده 342 قانون مدنی

ماده ۳۴۲ مقدار و جنس و وصف و مبیع باید معلوم باشد و تعیین مقدار آن به وزن یا کیل یا عدد یا ذرع یا مساحت یا مشاهده تابع عرف بلد است. ..
18 دی 1399

ماده 343 قانون مدنی

ماده ۳۴۳ اگر مبیع به شرط مقدار معین فروخته شود بیع واقع میشود اگر چه هنوز مبیع شمرده نشده یا کیل با ذرع نشده باشد. ..
18 دی 1399

ماده 344 قانون مدنی

ماده ۳۴۴ اگر در عقد بیع شرطی ذکر نشده یا برای تسلیم مبیع با تادیه قیمت موعدی معین نگشته باشد بیع قطعی و ثمن حال محسوب است مگر‌ این که بر حسب عرف و عادت محل یا عرف و عادت تجارت در معاملات تجارتی وجود شرطی یا موعدی معهود باشد اگر چه در قرارداد بیع ذکری‌ نشده باشد. ..
18 دی 1399

ماده 345 قانون مدنی

ماده ۳۴۵ هر یک از بایع و مشتری باید علاوه بر اهلیت قانونی برای معامله اهلیت برای تصرف در مبیع یا ثمن را نیز داشته باشد. ..
18 دی 1399

ماده 346 قانون مدنی

ماده ۳۴۶ عقد بیع باید مقرون به رضای طرفین باشد و عقد مکره نافذ نیست. ..
18 دی 1399

ماده 347 قانون مدنی

ماده ۳۴۷ شخص کور می تواند خرید و فروش نماید مشروط بر اینکه شخصا به طریقی غیر از معاینه یا به وسیله کس دیگر ولو طرف معامله جهل خود را مرتفع نماید. ..
18 دی 1399

ماده 348 قانون مدنی

ماده ۳۴۸ بیع چیزی که خرید و فروش آن قانوناً ممنوع است و یا چیزی که مالیت و یا منفعت عقلائی ندارد یا چیزی که بایع قدرت بر تسلیم آن‌ ندارد باطل است مگر این که مشتری خود قادر بر تسلّم باشد. ..
18 دی 1399

ماده 349 قانون مدنی

ماده ۳۴۹ بیع مال وقف صحیح نیست مگر در موردی که بین موقوف‌ علیهم تولید اختلاف شود به نحوی که بیم سفک دماء رود یا منجر بخرابی ‌مال موقوفه گردد و همچنین در مواردی که در مبحث راجع به وقف مقرر است. ..
18 دی 1399

ماده 350 قانون مدنی

ماده ۳۵۰ مبیع ممکن است مفروز باشد یا مشاع یا مقدار معین به طور کلی از شیء متساوی‌الاجزاء و همچنین ممکن است کلی فی‌الذمه باشد. ..
18 دی 1399

ماده 351 قانون مدنی

ماده ۳۵۱ در صورتی که مبیع کلی یعنی صادق بر افراد عدیده باشد بیع وقتی صحیح است که مقدار و جنس و وصف مبیع ذکر بشود. ..
18 دی 1399

ماده 352 قانون مدنی

ماده ۳۵۲ بیع فضولی نافذ نیست مگر بعد از اجازه مالک به طوری که در معاملات فضولی مذکور است. ..
18 دی 1399

ماده 353 قانون مدنی

ماده ۳۵۳ هر گاه چیز معین به عنوان جنس خاصی فروخته شود و در واقع از آن جنس نباشد بیع باطل است و اگر بعضی از آن از غیر جنس باشد نسبت به آن بعض باطل است و نسبت به مابقی مشتری حق فسخ دارد. ..
18 دی 1399

ماده 354 قانون مدنی

ماده ۳۵۴ ممکن است بیع از روی نمونه به عمل آید در این صورت باید تمام مبیع مطابق نمونه تسلیم شود والا مشتری خیار فسخ خواهد‌ داشت. ..
18 دی 1399

ماده 355 قانون مدنی

ماده ۳۵۵ اگر ملکی به شرط داشتن مساحت معین فروخته شده باشد و بعد معلوم شود که کمتر از آن مقدار است و مشتری حق فسخ معامله را‌ خواهد داشت و اگر معلوم شود که بیشتر است بایع میتواند آن را فسخ کند مگر این که در هر دو صورت طرفین به محاسبه زیاده با نقیصه تراضی‌ نمایند. ..
18 دی 1399

ماده 356 قانون مدنی

ماده ۳۵۶ هر چیزی که بر حسب عرف و عادت جزء یا تابع مبیع شمرده شود یا قرائن دلالت بر دخول آن در مبیع نماید داخل در بیع و متعلق به مشتری است اگر چه در عقد صریحاً ذکر نشده باشد و اگر چه متعاملین جاهل بر عرف باشند. ..
18 دی 1399

ماده 357 قانون مدنی

ماده ۳۵۷ هر چیزی که بر حسب عرف و عادت جزء یا از تابع مبیع شمرده نشود داخل در بیع نمیشود مگر این که صریحاً در عقد ذکر شده باشد. ..
18 دی 1399

ماده 358 قانون مدنی

ماده ۳۵۸ نظر به دو ماده فوق در بیع باغ اشجار و در بیع خانه ممر و مجری و هر چه ملصق به بنا باشد به طوری که نتوان آن را بدون خرابی نقل‌ نمود متعلق به مشتری میشود و بر عکس زراعت در بیع زمین و میوه در بیع درخت و حمل در بیع حیوان متعلق به مشتری نمیشود مگر این که تصریح شده باشد یا بر حسب عرف از توابع شمرده شود. ‌در هر حال طرفین عقد میتوانند به عکس ترتیب فوق تراضی کنند. ..
18 دی 1399

ماده 359 قانون مدنی

ماده ۳۵۹ هرگاه دخول شیء در مبیع عرفاً مشکوک باشد آن شیء داخل در بیع نخواهد بود مگر آن که تصریح شده باشد. ..
18 دی 1399

ماده 360 قانون مدنی

ماده ۳۶۰ هر چیزی که فروش آن مستقلاً جایز است استثناء آن از مبیع نیز جایز است. ..
18 دی 1399

ماده 361 قانون مدنی

ماده ۳۶۱ اگر در بیع عین معین معلوم شود که مبیع وجود نداشته بیع باطل است. ..
18 دی 1399

ماده 362 قانون مدنی

ماده ۳۶۲ آثار بیعی که صحیحاً واقع شده باشد از قرار ذیل است: ۱) به مجرد وقوع بیع مشتری مالک مبیع و بایع مالک ثمن می‌شود. ۲) عقد بیع بایع را ضامن درک مبیع و مشتری را ضامن درک ثمن قرار میدهد. ۳) ‌عقد بیع بایع را به تسلیم مبیع ملزم مینماید. ۴) ‌عقد بیع مشتری را به تادیه ثمن ملزم می‌کند. ..
18 دی 1399

ماده 363 قانون مدنی

ماده ۳۶۳ در عقد بیع وجود خیار فسخ برای متبایعین با وجود اجلی برای تسلیم مبیع با تادیه ثمن مانع انتقال نمیشود بنابراین اگر ثمن یا مبیع‌ عین معین بوده و قبل از تسلیم آن احد متعاملین مفلس شود طرف دیگر حق مطالبه آن عین را خواهد داشت. ..
18 دی 1399

ماده 364 قانون مدنی

ماده ۳۶۴ در بیع خیاری مالکیت از حین عقد بیع است نه از تاریخ انقضاء خیار و در بیعی که قبض شرط صحت است مثل بیع صرف انتقال از حین‌ حصول شرط است نه از حین وقوع بیع. ..
18 دی 1399

ماده 365 قانون مدنی

ماده ۳۶۵ بیع فاسد اثری در تملک ندارد. ..
18 دی 1399

ماده 366 قانون مدنی

ماده ۳۶۶ هر گاه کسی به بیع فاسد مالی را قبض کند باید آن را به صاحبش رد نماید و اگر تلف یا ناقص شود ضامن عین و منافع آن خواهد بود. ..
18 دی 1399

ماده 368 قانون مدنی

ماده ۳۶۸ تسلیم وقتی حاصل میشود که مبیع تحت اختیار مشتری گذاشته شده باشد اگر چه مشتری آن را هنوز عملاً تصرف نکرده باشد. ..
18 دی 1399

ماده 369 قانون مدنی

ماده ۳۶۹ تسلیم به اختلاف مبیع به کیفیات مختلفه است و باید به نحوی باشد که عرفاً آن را تسلیم گویند. ..
18 دی 1399

ماده 370 قانون مدنی

ماده ۳۷۰ اگر طرفین معامله برای تسلیم مبیع موعدی قرار داده باشند قدرت بر تسلیم در آن موعد شرط است نه در زمان عقد. ..
18 دی 1399

ماده 367 قانون مدنی

ماده ۳۶۷ تسلیم عبارت است از دادن مبیع به تصرف مشتری به نحوی که متمکن از انحاء تصرفات و انتفاعات باشد و قبض عبارت است از ‌استیلاء مشتری بر مبیع. ..
18 دی 1399

ماده 371 قانون مدنی

ماده ۳۷۱ در بیعی که موقوف به اجازه مالک است قدرت بر تسلیم در زمان اجازه معتبر است. ..
18 دی 1399

ماده 372 قانون مدنی

ماده ۳۷۲ اگر نسبت به بعض مبیع بایع قدرت بر تسلیم داشته و نسبت به بعض دیگر نداشته باشد بیع نسبت به بعض که قدرت بر تسلیم داشته‌ صحیح است و نسبت به بعض دیگر باطل است. ..
18 دی 1399

ماده 373 قانون مدنی

ماده ۳۷۳ اگر مبیع قبلا در تصرف مشتری بوده باشد محتاج به قبض جدید نیست و همچنین است در ثمن. ..
18 دی 1399

ماده 374 قانون مدنی

ماده ۳۷۴ در حصول قبض اذن بایع شرط نیست و مشتری میتواند مبیع را بدون اذن قبض کند. ..
18 دی 1399

ماده 375 قانون مدنی

ماده ۳۷۵ مبیع باید در محلی تسلیم شود که عقد بیع در آنجا واقع شده است مگر این که عرف و عادت مقتضی تسلیم در محل دیگر باشد و یا در ‌ضمن بیع محل مخصوصی برای تسلیم معین شده باشد. ..
18 دی 1399

ماده 376 قانون مدنی

ماده ۳۷۶ در صورت تاخیر در تسلیم مبیع یا ثمن ممتنع اجبار به تسلیم میشود. ..
18 دی 1399

ماده 377 قانون مدنی

ماده ۳۷۷ هر یک از بایع و مشتری حق دارد از تسلیم مبیع یا ثمن خودداری کند تا طرف دیگر حاضر به تسلیم شود مگر این که مبیع یا ثمن ‌موجل باشد در این صورت هر کدام از مبیع یا ثمن که حال باشد باید تسلیم شود. ..
18 دی 1399

ماده 378 قانون مدنی

ماده ۳۷۸ اگر بایع قبل از اخذ ثمن مبیع را به میل خود تسلیم مشتری نماید حق استرداد آن را نخواهد داشت مگر به موجب فسخ در مورد خیار. ..
18 دی 1399

ماده 379 قانون مدنی

ماده ۳۷۹ اگر مشتری ملتزم شده باشد که برای ثمن ضامن یا رهن بدهد و عمل به شرط نکند بایع حق فسخ خواهد داشت. و اگر بایع ملتزم شده‌ باشد که برای درک مبیع ضامن بدهد و عمل به شرط نکند مشتری حق فسخ دارد. ..
18 دی 1399

ماده 380 قانون مدنی

ماده ۳۸۰ در صورتی که مشتری مفلس شود و عین مبیع نزد او موجود باشد بایع حق استرداد آن را دارد و اگر مبیع هنوز تسلیم نشده باشد‌ میتواند از تسلیم آن امتناع کند. ..
18 دی 1399

ماده 381 قانون مدنی

ماده ۳۸۱ مخارج تسلیم مبیع از قبیل اجرت نقل آن به محل تسلیم، اجرت شمردن و وزن کردن و غیره به عهده بایع است مخارج تسلیم ثمن بر‌عهده مشتری است. ..
18 دی 1399

ماده 382 قانون مدنی

ماده ۳۸۲ هر گاه عرف عادت از بابت مخارج معامله یا محل تسلیم بر خلاف ترتیبی باشد که ذکر شده و یا در عقد بر خلاف آن شرط شده باشد ‌باید بر طبق متعارف یا مشروط در عقد رفتار شود و همچنین متبایعین میتوانند آن را به تراضی تغییر دهند. ..
18 دی 1399

ماده 383 قانون مدنی

ماده ۳۸۳ تسلیم باید شامل آن چیزی هم باشد که اجزاء و توابع مبیع شمرده میشود. ..
18 دی 1399

ماده 384 قانون مدنی

ماده ۳۸۴ هر گاه در حال معامله مبیع از حیث مقدار معین بوده و در وقت تسلیم کمتر از آن مقدار در آید مشتری حق دارد که بیع را فسخ کند یا‌ قیمت موجود را با تادیه حصه‌ای از ثمن به نسبت موجود قبول نماید و اگر مبیع زیاده از مقدار معین باشد زیاده مال بایع است. ..
18 دی 1399

ماده 385 قانون مدنی

ماده ۳۸۵ اگر مبیع از قبیل خانه یا فرش باشد که تجزیه آن بدون ضرر ممکن نمیشود و به شرط بودن مقدار معین فروخته شده ولی در حین تسلیم‌ کمتر یا بیشتر در آید در صورت اولی مشتری و در صورت دوم بایع حق فسخ خواهد داشت. ..
18 دی 1399

ماده 386 قانون مدنی

ماده ۳۸۶ اگر در مورد دو ماده قبل معامله فسخ شود بایع باید علاوه بر ثمن مخارج معامله و مصارف متعارف را که مشتری نموده است بدهد. ..
18 دی 1399

ماده 387 قانون مدنی

ماده ۳۸۷ اگر مبیع قبل از تسلیم بدون تقصیر و اهمال از طرف بایع تلف شود بیع منفسخ و ثمن باید به مشتری مسترد گردد مگر این که بایع برای‌ تسلیم به حاکم یا قائم مقام او رجوع نموده باشد که در این صورت تلف از مال مشتری خواهد بود. ..
18 دی 1399

ماده 388 قانون مدنی

ماده ۳۸۸ اگر قبل از تسلیم در مبیع نقصی حاصل شود مشتری حق خواهد داشت که معامله را فسخ نماید. ..
18 دی 1399

ماده 389 قانون مدنی

ماده ۳۸۹ اگر در مورد دو ماده فوق تلف شدن مبیع یا نقص آن ناشی از عمل مشتری باشد مشتری حقی بر بایع ندارد و باید ثمن را تادیه کند. ..
18 دی 1399

ماده 390 قانون مدنی

ماده ۳۹۰ اگر بعد از قبض ثمن مبیع کلاً یا جزائاً مستحق‌للغیر در آید بایع ضامن است اگر چه تصریح به ضمان نشده باشد. ..
18 دی 1399

ماده 391 قانون مدنی

ماده ۳۹۱ در صورت مستحق‌ للغیر بر آمدن کل یا بعض از مبیع بایع باید ثمن مبیع را مسترد دارد و در صورت جهل مشتری به وجود فساد بایع باید‌ از عهده غرامات وارده بر مشتری نیز برآید. ..
18 دی 1399

ماده 392 قانون مدنی

ماده ۳۹۲ در مورد ماده قبل بایع باید از عهده تمام ثمنی که اخذ نموده است نسبت بکل یا بعض بر آید اگرچه بعد از عقد بیع بعلتی از علل در‌مبیع کسر قیمتی حاصل شده باشد. ..
18 دی 1399

ماده 393 قانون مدنی

ماده ۳۹۳ راجع به زیادتی که از عمل مشتری در مبیع حاصل شده باشد مقررات ماده ۳۱۴ مجری خواهد بود. ..
18 دی 1399

ماده 394 قانون مدنی

ماده ۳۹۴ مشتری باید ثمن را در موعد و در محل و بر طبق شرائطی که در عقد بیع مقرر شده است تادیه نماید. ..
18 دی 1399

ماده 395 قانون مدنی

ماده ۳۹۵ اگر مشتری ثمن را در موعد مقرر تادیه نکند بایع حق خواهد داشت که بر طبق مقررات راجعه به خیار تاخیر ثمن معامله را فسخ یا از‌ حاکم اجبار مشتری را به تادیه ثمن بخواهد. ..
18 دی 1399

ماده 396 قانون مدنی

ماده ۳۹۶ خیارات از قرار ذیل‌اند: ۱) خیار مجلس ۲) خیار حیوان ۳) خیار شرط ۴) خیار تاخیر ثمن ۵) خیار رویت و تخلف وصف ۶) خیار غبن ۷) خیار عیب ۸) خیار تدلیس ۹) خیار تبعض صفقه ۱۰) خیار تخلف شرط ..
18 دی 1399

ماده 397 قانون مدنی

ماده ۳۹۷ هر یک از متبایعین بعد از عقد فی‌ المجلس و مادام که متفرق نشده‌اند اختیار فسخ معامله را دارند. ..
18 دی 1399

ماده 398 قانون مدنی

ماده ۳۹۸ اگر مبیع حیوان باشد مشتری تا سه روز از حین عقد اختیار فسخ معامله را دارد. ..
18 دی 1399

ماده 399 قانون مدنی

ماده ۳۹۹ در عقد بیع ممکن است شرط شود که در مدت معین برای بایع یا مشتری یا هر دو یا شخص خارجی اختیار فسخ معامله باشد. ..
18 دی 1399

ماده 400 قانون مدنی

ماده ۴۰۰ اگر ابتداء مدت خیار ذکر نشده باشد ابتداء آن از تاریخ عقد محسوب است و الا تابع قرارداد متعاملین است. ..
18 دی 1399

ماده 401 قانون مدنی

ماده ۴۰۱ اگر برای خیار شرط مدت نشده باشد هم شرط خیار و هم بیع باطل است. ..
20 دی 1399

ماده 402 قانون مدنی

ماده ۴۰۲ هر گاه مبیع عین خارجی و یا در حکم آن بوده و برای تادیه ثمن یا تسلیم مبیع بین متبایعین اجلی معین نشده باشد اگر سه روز از تاریخ‌ بیع بگذرد و در این مدت نه بایع مبیع را تسلیم مشتری نماید و نه مشتری تمام ثمن را به بایع بدهد بایع مختار در فسخ معامله میشود. ..
20 دی 1399

ماده 403 قانون مدنی

ماده ۴۰۳ اگر بایع به نحوی از انحاء مطالبه ثمن نماید و به قرائن معلوم گردد که مقصود التزام به بیع بوده است خیار او ساقط خواهد شد. ..
20 دی 1399

ماده 404 قانون مدنی

ماده ۴۰۴ هر گاه بایع در ظرف سه روز از تاریخ بیع تمام مبیع را تسلیم مشتری کند یا مشتری تمام ثمن را ببایع بدهد دیگر برای بایع اختیار فسخ‌نخواهد بود اگر چه ثانیاً بنحوی از انحاء مبیع به بایع و ثمن به مشتری برگشته باشد. ..
20 دی 1399

ماده 405 قانون مدنی

ماده ۴۰۵ اگر مشتری ثمن را حاضر کرد که بدهد و بایع از اخذ آن امتناع نمود خیار فسخ نخواهد داشت. ..
20 دی 1399

ماده 406 قانون مدنی

ماده ۴۰۶ خیار تاخیر مخصوص بایع است و برای مشتری از جهت تاخیر در تسلیم مبیع این اختیار نمیباشد. ..
20 دی 1399

ماده 407 قانون مدنی

ماده ۴۰۷ تسلیم بعض ثمن یا دادن آن به کسی که حق قبض ندارد خیار بایع را ساقط نمیکند. ..
20 دی 1399

ماده 408 قانون مدنی

ماده ۴۰۸ اگر مشتری برای ثمن ضامن بدهد یا بایع ثمن را حواله دهد بعد از تحقیق حواله خیار تاخیر ساقط میشود. ..
20 دی 1399

ماده 409 قانون مدنی

ماده ۴۰۹ هر گاه مبیع از چیزهائی باشد که در کمتر از سه روز فاسد و یا کم قیمت میشود ابتداء خیار از زمانی است که مبیع مشرف به فساد یا ‌کسر قیمت میگردد. ..
20 دی 1399

ماده 410 قانون مدنی

ماده ۴۱۰ هر گاه کسی مالی را ندیده و آن را فقط به وصف بخرد بعد از دیدن اگر دارای اوصافی که ذکر شده است نباشد مختار میشود که بیع را‌فسخ کند یا به همان نحو که هست قبول نماید. ..
20 دی 1399

ماده 411 قانون مدنی

ماده ۴۱۱ اگر بایع مبیع را ندیده ولی مشتری آن را دیده باشد و مبیع غیر اوصافی که ذکر شده است دارا باشد فقط بایع خیار فسخ خواهد داشت. ..
30 دی 1399

ماده 412 قانون مدنی

ماده ۴۱۲ هر گاه مشتری بعضی از مبیع را دیده و بعض دیگر را به وصف یا از روی نمونه خریده باشد و آن بعض مطابق وصف یا نمونه نباشد ‌میتواند تمام مبیع را رد کند یا تمام آنرا قبول نماید. ..
30 دی 1399

ماده 413 قانون مدنی

ماده ۴۱۳ هر گاه یکی از متبایعین مالی را سابقاً دیده و به اعتماد رویت سابق معامله کند و بعد از رویت معلوم شود که مال مزبور اوصاف سابقه را‌ندارد اختیار فسخ خواهد داشت. ..
30 دی 1399

ماده 414 قانون مدنی

ماده ۴۱۴ در بیع کلی خیار رویت نیست و بایع باید جنسی بدهد که مطابق با اوصاف مقرره بین طرفین باشد. ..
30 دی 1399

ماده 415 قانون مدنی

ماده ۴۱۵ خیار رویت و تخلف وصف بعد از رویت فوری است. ..
30 دی 1399

ماده 416 قانون مدنی

ماده ۴۱۶ هر یک از متعاملین که در معامله غبن فاحش داشته باشد بعد از علم به غبن میتواند معامله را فسخ کند. ..
30 دی 1399

ماده 418 قانون مدنی

ماده ۴۱۸ اگر مغبون در حین معامله عالم به قیمت عادله بوده است خیار فسخ نخواهد داشت. ..
30 دی 1399

ماده 417 قانون مدنی

ماده ۴۱۷ غبن در صورتی فاحش است که عرفاً قابل مسامحه نباشد. ..
30 دی 1399

ماده 420 قانون مدنی

ماده ۴۲۰ خیار غبن بعد از علم به غبن فوری است. ..
30 دی 1399

ماده 419 قانون مدنی

ماده ۴۱۹ در تعیین مقدار غبن شرایط معامله نیز باید منظور گردد. ..
30 دی 1399

ماده 421 قانون مدنی

ماده ۴۲۱ اگر کسی که طرف خود را مغبون کرده است تفاوت قیمت را بدهد خیار غبن ساقط نمیشود مگر اینکه مغبون به اخذ تفاوت قیمت ‌راضی گردد. ..
30 دی 1399

ماده 422 قانون مدنی

ماده ۴۲۲ اگر بعد از معامله ظاهر شود که مبیع معیوب بوده مشتری مختار است در قبول مبیع معیوب یا اخذ ارش یا فسخ معامله. ..
30 دی 1399

ماده 425 قانون مدنی

ماده ۴۲۵ عیبی که بعد از بیع و قبل از قبض در مبیع حادث شود در حکم عیب سابق است. ..
30 دی 1399

ماده 426 قانون مدنی

ماده ۴۲۶ تشخیص عیب بر حسب عرف و عادت میشود و بنابر این ممکن است بر حسب ازمنه و امکنه مختلف شود. ..
30 دی 1399

ماده 428 قانون مدنی

ماده ۴۲۸ در صورت اختلاف بین اهل خبره حد وسط قیمتها معتبر است. ..
30 دی 1399

ماده 423 قانون مدنی

ماده ۴۲۳ خیار عیب وقتی برای مشتری ثابت میشود که عیب مخفی و موجود در حین عقد باشد. ..
30 دی 1399

ماده 424 قانون مدنی

ماده ۴۲۴ عیب وقتی مخفی محسوب است که مشتری در زمان بیع عالم به آن نبوده است اعم از اینکه این عدم علم ناشی از آن باشد که عیب ‌واقعاً مستور بوده است یا اینکه ظاهر بوده ولی مشتری ملتفت آن نشده است. ..
30 دی 1399

ماده 427 قانون مدنی

ماده ۴۲۷ اگر در مورد ظهور عیب مشتری اختیار ارش کند تفاوتی که باید به او داده شود به طریق ذیل معین میگردد: ‌قیمت حقیقی مبیع در حال بی عیبی و قیمت حقیقی آن در حال معیوبی به توسط اهل خبره معین شود. ‌اگر قیمت آن در حال بی عیبی مساوی با قیمتی باشد که در زمان بیع بین طرفین مقرر شده است تفاوت بین این قیمت و قیمت مبیع در حال معیوبی ‌مقدار ارش خواهد بود. ‌و اگر قیمت مبیع در حال بی عیبی کمتر یا زیادتر از ثمن معامله باشد نسبت بین قیمت مبیع در حال معیوبی ..
30 دی 1399

ماده 429 قانون مدنی

ماده ۴۲۹ در موارد ذیل مشتری نمیتواند بیع را فسخ کند و فقط میتواند ارش بگیرد: ۱- در صورت تلف شدن مبیع نزد مشتری یا منتقل کردن آن به غیر. ۲- در صورتی که تغییری در مبیع پیدا شود اعم از اینکه تغییر به فعل مشتری باشد یا نه. ۳ -در صورتیکه بعد از قبض مبیع عیب دیگری در آن حادث شود مگر اینکه در زمان خیار مختص به مشتری حادث شده باشد که در اینصورت ‌مانع از فسخ و رد نیست. ..
30 دی 1399

ماده 430 قانون مدنی

ماده ۴۳۰ اگر عیب حادث بعد از قبض در نتیجه عیب قدیم باشد مشتری حق رد را نیز خواهد داشت. ..
30 دی 1399

ماده 431 قانون مدنی

ماده ۴۳۱ در صورتی که دریک عقد چند چیز فروخته شود بدون اینکه قیمت هر یک علیحده معین شده باشد و بعضی از آنها معیوب درآید‌ مشتری باید تمام آن را رد کند و ثمن را مسترد دارد یا تمام را نگه دارد و ارش بگیرد و تبعیض نمیتواند بکند مگر به رضای بایع. ..
30 دی 1399

ماده 432 قانون مدنی

ماده ۴۳۲ در صورتیکه در یک عقد بایع یک نفر و مشتری متعدد باشد و در مبیع عیبی ظاهر شود یکی از مشتریها نمیتواند سهم خود را به تنهایی رد کند و دیگری سهم خود را نگاه دارد مگر با رضای بایع و بنا بر این اگر در رد مبیع اتفاق نکردند فقط هر یک از آنها حق ارش خواهد داشت. ..
30 دی 1399

ماده 433 قانون مدنی

ماده ۴۳۳ اگر در یک عقد بایع متعدد باشد مشتری میتواند سهم یکی را رد و دیگری را با اخذ ارش قبول کند. ..
30 دی 1399

ماده 434 قانون مدنی

ماده ۴۳۴ اگر ظاهر شود که مبیع معیوب اصلاً مالیت و قیمت نداشته بیع باطل است و اگر بعض مبیع قیمت نداشته باشد بیع نسبت به آن بعض ‌باطل است و مشتری نسبت به باقی از جهت تبعض صفقه اختیار فسخ دارد. ..
30 دی 1399

ماده 435 قانون مدنی

ماده ۴۳۵ خیار عیب بعد از علم به آن فوری است. ..
30 دی 1399

ماده 436 قانون مدنی

ماده ۴۳۶ اگر بایع از عیوب مبیع تبری کرده باشد به اینکه عهده عیوب را از خود سلب کرده یا با تمام عیوب بفروشد مشتری در صورت ظهور‌عیب حق رجوع به بایع نخواهد داشت و اگر بایع از عیب خاصی تبری کرده باشد فقط نسبت به همان عیب حق مراجعه ندارد. ..
30 دی 1399

ماده 437 قانون مدنی

ماده ۴۳۷ از حیث احکام عیب ثمن شخصی مثل مبیع شخصی است. ..
30 دی 1399

ماده 438 قانون مدنی

ماده ۴۳۸ تدلیس عبارت است از عملیاتی که موجب فریب طرف معامله شود. ..
30 دی 1399

ماده 439 قانون مدنی

ماده ۴۳۹ اگر بایع تدلیس نموده باشد مشتری حق فسخ بیع را خواهد داشت و همچنین است بایع نسبت به ثمن شخصی در صورت تدلیس‌ مشتری. ..
30 دی 1399

ماده 440 قانون مدنی

ماده ۴۴۰ خیار تدلیس بعد از علم به آن فوری است. ..
30 دی 1399

ماده 441 قانون مدنی

ماده ۴۴۱ خیار تبعض صفقه وقتی حاصل میشود که عقد بیع نسبت به بعض مبیع به جهتی از جهات باطل باشد در این صورت مشتری حق ‌خواهد داشت بیع را فسخ نماید یا به نسبت قسمتی که بیع واقع شده است قبول کند و نسبت به قسمتی که بیع باطل بوده است ثمن را استرداد کند. ..
30 دی 1399

ماده 442 قانون مدنی

ماده ۴۴۲ در مورد تبعض صفقه قسمتی از ثمن که باید به مشتری بر گردد به طریق ذیل حساب میشود: ‌آن قسمت از مبیع که به ملکیت مشتری قرار گرفته منفرداً قیمت میشود و هر نسبتی که بین قیمت مزبور و قیمتی که مجموع مبیع در حال اجتماع دارد‌ پیدا شود به همان نسبت از ثمن را بایع نگاه داشته و بقیه را باید به مشتری رد نماید. ..
30 دی 1399

ماده 443 قانون مدنی

ماده ۴۴۳ تبعض صفقه وقتی موجب خیار است که مشتری در حین معامله عالم به آن نباشد ولی در هر حال ثمن تقسیط می‌شود. ..
30 دی 1399

ماده 444 قانون مدنی

ماده ۴۴۴ احکام خیار تخلف شرط به طوری است که در مواد ۲۳۴ الی ۲۴۵ ذکر شده است. ..
30 دی 1399

ماده 445 قانون مدنی

ماده ۴۴۵ هر یک از خیارات بعد از فوت منتقل به وراث می‌شود. ..
30 دی 1399

ماده 446 قانون مدنی

ماده ۴۴۶ خیار شرط ممکن است به قید مباشرت و اختصاص به شخص مشروط ‌له قرار داده شود در این صورت منتقل به وراث نخواهد شد. ..
30 دی 1399

ماده 447 قانون مدنی

ماده ۴۴۷ هر گاه شرط خیار برای شخصی غیر از متعاملین شده باشد منتقل به ورثه نخواهد شد. ..
30 دی 1399

ماده 448 قانون مدنی

ماده ۴۴۸ سقوط تمام یا بعضی از خیارات را میتوان در ضمن عقد شرط نمود. ..
30 دی 1399

ماده 449 قانون مدنی

ماده ۴۴۹ فسخ به هر لفظ یا فعلی که دلالت بر آن نماید حاصل میشود. ..
30 دی 1399

ماده 450 قانون مدنی

ماده ۴۵۰ تصرفاتی که نوعاً کاشف از رضای معامله باشد امضای فعلی است مثل آنکه مشتری که خیار دارد با علم به خیار مبیع را بفروشد یا رهن ‌بگذارد. ..
30 دی 1399

ماده 451 قانون مدنی

ماده ۴۵۱ تصرفاتی که نوعاً کاشف از بهم زدن معامله باشد فسخ فعلی است. ..
30 دی 1399

ماده 452 قانون مدنی

ماده ۴۵۲ اگر متعاملین هر دو خیار داشته باشند و یکی از آنها امضا کند و دیگری فسخ نماید معامله منفسخ میشود. ..
30 دی 1399

ماده 453 قانون مدنی

ماده ۴۵۳ در خیار مجلس و حیوان و شرط اگر مبیع بعد از تسلیم و در زمان خیار بایع یا متعاملین تلف یا ناقص شود بر عهده مشتری است و اگر ‌خیار مختص مشتری باشد تلف یا نقص به عهده بایع است. ..
30 دی 1399

ماده 454 قانون مدنی

ماده ۴۵۴ هر گاه مشتری مبیع را اجاره داده باشد و بیع فسخ شود اجاره باطل نمیشود مگر اینکه عدم تصرفات ناقله در عین و منفعت بر مشتری ‌صریحاً یا ضمناً شرط شده که در این صورت اجاره باطل است. ..
30 دی 1399

ماده 455 قانون مدنی

ماده ۴۵۵ اگر پس از عقد بیع مشتری تمام یا قسمتی از مبیع را متعلق حق غیر قرار دهد مثل اینکه نزد کسی رهن گذارد فسخ معامله موجب زوال ‌حق شخص مزبور نخواهد شد مگر اینکه شرط خلاف شده باشد. ..
30 دی 1399

ماده 456 قانون مدنی

ماده ۴۵۶ تمام انواع خیار در جمیع معاملات لازمه ممکن است موجود باشد مگر خیار مجلس و حیوان و تاخیر ثمن که مخصوص بیع است. ..
30 دی 1399

ماده 457 قانون مدنی

ماده ۴۵۷ هر بیع لازم است مگر اینکه یکی از خیارات در آن ثابت شود. ..
30 دی 1399

ماده 458 قانون مدنی

ماده ۴۵۸ در عقد بیع متعاملین میتوانند شرط نمایند که هر گاه بایع در مدت معینی تمام مثل ثمن را به مشتری رد کند خیار فسخ معامله را نسبت ‌به تمام مبیع داشته باشد و همچنین میتوانند شرط کنند که هر گاه بعض مثل ثمن را رد کرد خیار فسخ معامله را نسبت ‌به تمام یا بعض مبیع داشته باشد‌ درهر حال حق خیار تابع قرار داد متعاملین خواهد بود و هر گاه نسبت ‌به ثمن قید تمام یا بعض نشده باشد خیار ثابت نخواهد بود مگر با رد تمام ثمن. ..
30 دی 1399

ماده 459 قانون مدنی

ماده ۴۵۹ در بیع شرط به مجرد عقد مبیع ملک مشتری میشود با قید خیار برای بایع بنابراین اگر بایع به شرایطی که بین او و مشتری برای ‌استرداد مبیع مقرر شده است عمل ننماید بیع قطعی شده و مشتری مالک قطعی مبیع میگردد و اگر بالعکس بایع به شرایط مزبوره عمل ننماید و مبیع را‌ استرداد کند از حین فسخ مبیع مال بایع خواهد شد ولی نماآت و منافع حاصله از حین عقد تا حین فسخ مال مشتری است. ..
30 دی 1399

ماده 460 قانون مدنی

ماده ۴۶۰ در بیع شرط مشتری نمیتواند در مبیع تصرفی که منافی خیار باشد از قبیل نقل و انتقال و غیره بنماید. ..
30 دی 1399

ماده 461 قانون مدنی

ماده ۴۶۱ اگر مشتری در زمان خیار از اخذ ثمن امتناع کند بایع میتواند با تسلیم ثمن به حاکم قائم مقام او معامله را فسخ کند. ..
30 دی 1399

ماده 462 قانون مدنی

ماده ۴۶۲ اگر مبیع به شرط به واسطه فوت مشتری به ورثه او منتقل شود حق فسخ بیع در مقابل ورثه به همان ترتیبی که بوده است باقی خواهد‌ بود. ..
30 دی 1399

ماده 463 قانون مدنی

ماده ۴۶۳ اگر در بیع شرط معلوم شود که قصد بایع حقیقت بیع نبوده است احکام بیع در آن مجری نخواهد بود. ..
30 دی 1399

ماده 464 قانون مدنی

ماده ۴۶۴ معاوضه عقدی است که به موجب آن یکی از طرفین مالی میدهد به عوض مال دیگر که از طرف دیگر اخذ میکند بدون ملاحظه اینکه یکی از عوضین مبیع و دیگری ثمن باشد. ..
30 دی 1399

ماده 465 قانون مدنی

ماده ۴۶۵ در معاوضه احکام خاصه بیع جاری نیست. ..
30 دی 1399

ماده 466 قانون مدنی

ماده ۴۶۶ اجاره عقدی است که به موجب آن مستاجر مالک منافع عین مستاجره میشود. اجاره دهنده را موجر و اجاره کننده را مستاجر و مورد ‌اجاره را عین مستاجره گویند. ..
30 دی 1399

ماده 467 قانون مدنی

ماده ۴۶۷ مورد اجاره ممکن است اشیاء یا حیوان یا انسان باشد. ..
30 دی 1399

ماده 468 قانون مدنی

ماده ۴۶۸ در اجاره اشیاء مدت اجاره باید معین شود و الا اجاره باطل است. ..
30 دی 1399

ماده 469 قانون مدنی

ماده ۴۶۹ مدت اجاره از روزی شروع میشود که بین طرفین مقرر شده است و اگر در عقد اجاره ابتدای مدت ذکر نشده باشد از وقت عقد ‌محسوب است. ..
30 دی 1399

ماده 470 قانون مدنی

ماده ۴۷۰ در صحت اجاره قدرت بر تسلیم عین مستاجره شرط است. ..
30 دی 1399

ماده 471 قانون مدنی

ماده ۴۷۱ برای صحت اجاره باید انتفاع از عین مستاجره با بقاء اصل آن ممکن باشد. ..
30 دی 1399

ماده 472 قانون مدنی

ماده ۴۷۲ عین مستاجره باید معین باشد و اجاره عین مجهول یا مردد باطل است. ..
30 دی 1399

ماده 473 قانون مدنی

ماده ۴۷۳ لازم نیست که موجر مالک عین مستاجره باشد ولی باید مالک منافع آن باشد. ..
30 دی 1399

ماده 474 قانون مدنی

ماده ۴۷۴ مستاجر میتواند عین مستاجره را به دیگری اجاره بدهد مگر اینکه در عقد اجاره خلاف آن شرط شده باشد. ..
30 دی 1399

ماده 475 قانون مدنی

ماده ۴۷۵ اجاره مال مشاع جائز است لیکن تسلیم عین مستاجره موقوف است به اذن شریک. ..
30 دی 1399

ماده 476 قانون مدنی

ماده ۴۷۶ موجر باید عین مستاجره را تسلیم مستاجر کند و در صورت امتناع موجر اجبار میشود و در صورت تعذر اجبار مستاجر خیار فسخ ‌دارد. ..
30 دی 1399

ماده 477 قانون مدنی

ماده ۴۷۷ موجر باید عین مستاجره را در حالتی تسلیم نماید که مستاجر بتواند استفاده مطلوبه از آن را بکند. ..
30 دی 1399

ماده 478 قانون مدنی

ماده ۴۷۸ هر گاه معلوم شود عین مستاجره در حال اجاره معیوب بوده مستاجر میتواند اجاره را فسخ کند یا به همان نحوی که بوده است اجاره را‌ با تمام اجرت قبول کند ولی اگر موجر رفع عیب کند به نحوی که به مستاجر ضرری نرسد مستاجر حق فسخ ندارد. ..
30 دی 1399

ماده 479 قانون مدنی

ماده ۴۷۹ عیبی که موجب فسخ اجاره میشود عیبی است که موجب نقصان منفعت یا صعوبت در انتفاع باشد. ..
30 دی 1399

ماده 480 قانون مدنی

ماده ۴۸۰ عیبی که بعد از عقد و قبل از قبض منفعت در عین مستاجره حادث شود موجب خیار است و اگر عیب در اثناء مدت اجاره حادث شود ‌نسبت به بقیه مدت خیار ثابت است. ..
30 دی 1399

ماده 481 قانون مدنی

ماده ۴۸۱ هر گاه عین مستاجره به واسطه عیب از قابلیت انتفاع خارج شده و نتوان رفع عیب نمود اجاره باطل میشود. ..
30 دی 1399

ماده 482 قانون مدنی

ماده ۴۸۲ اگر مورد اجاره عین کلی باشد و فردی که موجر داده معیوب درآید مستاجر حق فسخ ندارد و میتواند موجر را مجبور به تبدیل آن‌ نماید و اگر تبدیل آن ممکن نباشد حق فسخ خواهد داشت. ..
30 دی 1399

ماده 483 قانون مدنی

ماده ۴۸۳ اگر در مدت اجاره عین مستاجره به واسطه حادثه کلاً یا بعضاً تلف شود از زمان تلف نسبت به مقدار تلف شده منفسخ میشود و در‌صورت تلف بعض آن مستاجر حق دارد اجاره را نسبت به بقیه فسخ کند یا فقط مطالبه تقلیل نسبی مال‌الاجاره نماید. ..
30 دی 1399

ماده 484 قانون مدنی

ماده ۴۸۴ موجر نمیتواند در مدت اجاره در عین مستاجره تغییری دهد که منافی مقصود مستاجر از استیجار باشد. ..
30 دی 1399

ماده 485 قانون مدنی

ماده ۴۸۵ اگر در مدت اجاره در عین مستاجره تعمیراتی لازم آید که تاخیر در آن موجب ضرر موجر باشد مستاجر نمیتواند مانع تعمیرات مزبوره‌ گردد اگر چه در مدت تمام یا قسمتی از زمان تعمیر نتواند از عین مستاجره کلاً یا بعضاً استفاده نماید در این صورت حق فسخ اجاره را خواهد داشت. ..
30 دی 1399

ماده 486 قانون مدنی

ماده ۴۸۶ تعمیرات و کلیه مخارجی که در عین مستاجره برای امکان انتفاع از آن لازم است به عهده مالک است مگر آنکه شرط خلاف شده یا‌ عرف بلد بر خلاف آن جاری باشد و همچنین است آلات و ادواتی که برای امکان انتفاع از عین مستاجره لازم میباشد. ..
30 دی 1399

ماده 487 قانون مدنی

ماده ۴۸۷ هر گاه مستاجر نسبت به عین مستاجره تعدی یا تفریط نماید و موجر قادر بر منع آن نباشد موجر حق فسخ دارد. ..
30 دی 1399

ماده 488 قانون مدنی

ماده ۴۸۸ اگر شخص ثالثی بدون ادعاء حقی در عین مستاجره یا منافع آن مزاحم مستاجر گردد در صورتی که قبل از قبض باشد مستاجر حق فسخ ‌دارد و اگر فسخ ننمود میتواند برای رفع مزاحمت و مطالبه اجرت‌المثل به خود مزاحم رجوع کند و اگر مزاحمت بعد از قبض واقع شود حق فسخ ندارد ‌و فقط میتواند به مزاحم رجوع کند. ..
30 دی 1399

ماده 489 قانون مدنی

ماده ۴۸۹ اگر شخصی که مزاحمت مینماید مدعی حق نسبت به عین مستاجره یا منافع آن باشد مزاحم نمیتواند عین مزبور را از ید مستاجر ‌انتزاع نماید مگر بعد از اثبات حق با طرفیت مالک و مستاجر هر دو. ..
30 دی 1399

ماده 490 قانون مدنی

ماده ۴۹۰ مستاجر باید: اولاً- در استعمال عین مستاجره به نحو متعارف رفتار کرده و تعدی یا تفریط نکند. ثانیاً- عین مستاجره برای همان مصرفی که در اجاره مقرر شده و در صورت عدم تعیین در منافع مقصوده که از اوضاع و احوال استنباط میشود ‌استعمال نماید. ثالثاً- مال‌الاجاره را در مواعدی که بین طرفین مقرر است تادیه کند و در صورت عدم تعیین موعد نقداً باید بپردازد. ..
30 دی 1399

ماده 491 قانون مدنی

ماده ۴۹۱ اگر منفعتی که در اجاره تعیین شده است به خصوصیت آن منظور نبوده مستاجر میتواند استفاده منفعتی کند که از حیث ضرر مساوی یا ‌کمتر از منفعت معینه باشد. ..
30 دی 1399

ماده 492 قانون مدنی

ماده ۴۹۲ اگر مستاجر عین مستاجره را در غیر موردی که در اجاره ذکر شده باشد یا از اوضاع و احوال استنباط میشود استعمال کند و منع آن ‌ممکن نباشد موجر حق فسخ اجاره را خواهد داشت. ..
30 دی 1399

ماده 493 قانون مدنی

ماده ۴۹۳ مستاجر نسبت به عین مستاجره ضامن نیست به این معنی که اگر عین مستاجره بدون تفریط یا تعدی او کلاً یا بعضاً تلف شود مسئول نخواهد بود ولی اگر مستاجر تفریض یا تعدی نماید ضامن است اگر چه نقص در ‌نتیجه تفریط یا تعدی حاصل نشده باشد. ..
30 دی 1399

ماده 495 قانون مدنی

ماده ۴۹۵ اگر برای تادیه مال‌الاجاره ضامنی داده شده باشد ضامن مسئول اجرت‌المثل مذکور در ماده فوق نخواهد بود. ..
30 دی 1399

ماده 494 قانون مدنی

ماده ۴۹۴ عقد اجاره به محض انقضاء مدت بر طرف میشود و اگر پس از انقضاء آن مستاجر عین مستاجره را بدون اذن مالک مدتی در تصرف‌ خود نگاه دارد موجر برای مدت مزبور مستحق اجرت‌المثل خواهد بود اگر چه مستاجر استیفاء منفعت نکرده باشد و اگر با اجازه مالک در تصرف نگه دارد وقتی باید اجرت‌المثل بدهد که استیفاء منفعت کرده باشد مگر اینکه مالک اجازه داده باشد که مجاناً استفاده نماید. ..
30 دی 1399

ماده 496 قانون مدنی

ماده ۴۹۶ عقد اجاره به واسطه تلف شدن عین مستاجره از تاریخ تلف باطل می‌شود و نسبت به تخلف از شرایطی که بین موجر و مستاجر مقرر‌ است خیار فسخ از تاریخ تخلف ثابت میگردد. ..
30 دی 1399

ماده 497 قانون مدنی

ماده ۴۹۷ عقد اجاره به واسطه فوت موجر یا مستاجر باطل نمیشود ولیکن اگر موجر فقط برای مدت عمر خود مالک منافع عین مستاجره بوده ‌است اجاره به فوت موجر باطل میشود اگر شرط مباشرت مستاجر شده باشد به فوت مستاجر باطل میگردد. ..
30 دی 1399

ماده 500 قانون مدنی

ماده ۵۰۰ در بیع شرط مشتری میتواند مبیع را برای مدتی که بایع حق خیار ندارد اجاره دهد واگر اجاره منافی با خیار بایع باشد به وسیله جعل ‌خیار یا نحو آن حق بایع را محفوظ دارد و الا اجاره تا حدی که منافی با حق بایع باشد باطل خواهد بود. ..
30 دی 1399

ماده 498 قانون مدنی

ماده ۴۹۸ اگر عین مستاجره به دیگری منتقل شود اجاره به حال خود باقی است مگر اینکه موجر حق فسخ در صورت نقل را برای خود شرط ‌کرده باشد. ..
30 دی 1399

ماده 499 قانون مدنی

ماده ۴۹۹ هر گاه متولی با ملاحظه صرفه وقف مال موقوفه را اجاره دهد اجاره به فوت او باطل نمیگردد. ..
30 دی 1399

ماده 501 قانون مدنی

ماده ۵۰۱ اگر در عقد اجاره مدت بطور صریح ذکر نشده و مال‌الاجاره هم از قرار روز یا ماه یا سالی فلان مبلغ معین شده باشد اجاره برای یک روز یا یک ماه یا یک سال صحیح خواهد بود و اگر مستاجر عین مستاجره را بیش از مدتهای مزبوره در تصرف خود نگاه دارد و موجر هم تخلیه ید او را‌ نخواهد موجر به موجب مراضات حاصله برای بقیه مدت و به نسبت زمان تصرف مستحق اجرت مقرر بین طرفین خواهد بود. ..
30 دی 1399

ماده 502 قانون مدنی

ماده ۵۰۲ اگر مستاجر در عین مستاجره بدون اذن موجر تعمیراتی نماید حق مطالبه قیمت آن را نخواهد داشت. ..
30 دی 1399

ماده 503 قانون مدنی

ماده ۵۰۳ هر گاه مستاجر بدون اجازه موجر در خانه یا زمینی که اجاره کرده وضع بنا یا غرس اشجار کند هر یک از موجر و مستاجر حق دارد هر‌ وقت بخواهد بنا را خراب یا درخت را قطع نماید دراین صورت اگر در عین مستاجره نقصی حاصل شود بر عهده مستاجر است. ..
30 دی 1399

ماده 504 قانون مدنی

ماده ۵۰۴ هر گاه مستاجر به موجب عقد اجاره مجاز در بنا یا غرس بوده موجر نمیتواند مستاجر را به خراب کردن یا کندن آن اجبار کند و بعد از‌ انقضاء مدت اگر بنا یا درخت در تصرف مستاجر باقی بماند موجر حق مطالبه اجرت‌المثل زمین را خواهد داشت و اگر در تصرف موجر باشد مستاجر ‌حق مطالبه اجرت‌المثل بنا یا درخت را خواهد داشت. ..
30 دی 1399

ماده 506 قانون مدنی

ماده ۵۰۶ در اجاره عقار آفت زراعت از هر قبیل که باشد به عهده مستاجر است مگر اینکه درعقد اجاره طور دیگر شرط شده باشد. ..
30 دی 1399

ماده 505 قانون مدنی

ماده ۵۰۵ اقساط مال‌الاجاره که به علت نرسیدن موعد پرداخت آن بر ذمه مستاجرمستقرنشده است به موت او حاصل نمیشود. ..
30 دی 1399

ماده 507 قانون مدنی

ماده ۵۰۷ در اجاره حیوان تعیین منفعت یا به تعیین مدت اجاره است یا به بیان مسافت و محلی که راکب یا محمول باید به آنجا حمل شود. ..
30 دی 1399

ماده 508 قانون مدنی

ماده ۵۰۸ در موردی که منفعت به بیان مدت اجاره معلوم شود تعیین راکب یا محمول لازم نیست ولی مستاجر نمیتواند زیاده بر مقدار متعارف ‌حمل کند و اگر منفعت به بیان مسافت و محل معین شده باشد تعیین راکب یا محمول لازم است. ..
30 دی 1399

ماده 510 قانون مدنی

ماده ۵۱۰ در اجاره حیوان لازم نیست که عین مستاجره حیوان معینی باشد بلکه تعیین آن به نوع معینی کافی خواهد بود. ..
30 دی 1399

ماده 509 قانون مدنی

ماده ۵۰۹ در اجاره حیوان ممکن است شرط شود که اگر موجر در وقت معین محمول را به مقصد نرساند مقدار معینی از مال‌الاجاره کم شود. ..
30 دی 1399

ماده 511 قانون مدنی

ماده ۵۱۱ حیوانی که مورد اجاره است باید برای همان مقصودی استعمال شود که قصد طرفین بوده است بنابراین حیوانی که برای سواری اجاره‌ شده است نمی‌توان برای بارکشی استعمال نمود. ..
30 دی 1399

ماده 512 قانون مدنی

ماده ۵۱۲ در اجاره اشخاص کسی که اجاره میکند مستاجر و کسی که مورد اجاره واقع میشود اجیر و مال‌الاجاره اجرت نامیده می‌شود. ..
30 دی 1399

ماده 513 قانون مدنی

ماده ۵۱۳ اقسام عمده اجاره اشخاص از قرار ذیل است: ۱) اجاره خدمه و کارگران از هر قبیل. ۲) اجاره متصدیان حمل و نقل اشخاص یا مال‌التجاره اعم از راه خشکی یا آب یا هوا. ..
30 دی 1399

ماده 514 قانون مدنی

ماده ۵۱۴ خادم یا کارگر نمی‌تواند اجیر شود مگر برای مدت معینی یا برای انجام امر معینی. ..
30 دی 1399

ماده 515 قانون مدنی

ماده ۵۱۵ اگر کسی بدون تعیین انتهاء مدت اجیر شود مدت اجاره محدود خواهد بود به مدتی که مزد از قرار آن معین شده است بنابراین اگر مزد ‌اجیر از قرار روز یا هفته یا ماه یا سالی فلان مبلغ معین شده باشد مدت اجاره محدود به یک روز یا یک هفته یا یک ماه یا یک سال خواهد بود و پس از‌ انقضاء مدت مزبور اجاره بر طرف میشود ولی اگر پس از انقضاء مدت اجیر به خدمت خود دوام دهد و موجر او را نگاه دارد اجیر نظر به مراضات حاصله به همان طوری که در زمان ..
30 دی 1399

ماده 516 قانون مدنی

ماده ۵۱۶ تعهدات متصدیان حمل و نقل اعم از اینکه از راه خشکی یا آب یا هوا باشد برای حفاظت و نگاهداری اشیائی که به آنها سپرده میشود ‌همان است که برای امانت داران مقرر است بنابراین در صورت تفریط یا تعدی مسئول تلف یا ضایع شدن اشیائی خواهند بود که برای حمل به آنها داده ‌میشود و این مسئولیت از تاریخ تحویل اشیاء به آنان خواهد بود. ..
30 دی 1399

ماده 517 قانون مدنی

ماده ۵۱۷ مفاد ماده ۵۰۹ در مورد متصدیان حمل و نقل نیز مجری خواهد بود. ..
30 دی 1399

ماده 518 قانون مدنی

ماده ۵۱۸ مزارعه عقدی است که به موجب آن احد طرفین زمینی را برای مدت معینی به طرف دیگر میدهد که آن را زراعت کرده و حاصل را‌ تقسیم کنند. ..
30 دی 1399

ماده 519 قانون مدنی

ماده ۵۱۹ در عقد مزارعه حصه هر یک از مزارع و عامل باید به نحو اشاعه از قبیل ربع یا ثلث یا نصف و غیره معین گردد و اگر به نحو دیگر باشد ‌احکام مزارعه جاری نخواهد شد. ..
30 دی 1399

ماده 520 قانون مدنی

ماده ۵۲۰ در مزارعه جائز است شرط شود که یکی از دو طرف علاوه بر حصه از حاصل مال دیگری نیز به طرف مقابل بدهد. ..
30 دی 1399

ماده 521 قانون مدنی

ماده ۵۲۱ در عقد مزارعه ممکن است هر یک از بذر و عوامل مال مزارع باشد یا عامل در این صورت نیز حصه مشاع هر یک از طرفین بر طبق‌ قرارداد یا عرف بلد خواهد بود. ..
30 دی 1399

ماده 522 قانون مدنی

ماده ۵۲۲ در عقد مزارعه لازم نیست که متصرف زمین مالک آن هم باشد ولی لازم است که مالک منافع بوده باشد یا به عنوانی از عناوین از قبیل ‌ولایت و غیره حق تصرف در آن را داشته باشد. ..
30 دی 1399

ماده 523 قانون مدنی

ماده ۵۲۳ زمینی که مورد مزارعه است باید برای زرع مقصود قابل باشد اگر چه محتاج به اصلاح یا تحصیل آب باشد و اگر زرع محتاج به عملیاتی‌ باشد از قبیل حفر نهر یا چاه و غیره و در حین عقد جاهل به آن بوده باشد حق فسخ معامله را خواهد داشت. ..
30 دی 1399

ماده 524 قانون مدنی

ماده ۵۲۴ نوع زرع باید در عقد مزارعه معین باشد مگر اینکه بر حسب عرف بلد معلوم و یا عقد برای مطلق زراعت بوده باشد در صورت اخیر‌ عامل در اختیار نوع زراعت مختار خواهد بود. ..
30 دی 1399

ماده 525 قانون مدنی

ماده ۵۲۵ عقد مزارعه عقدی است لازم. ..
30 دی 1399

ماده 526 قانون مدنی

ماده ۵۲۶ هر یک از مالک عامل و مزارع میتواند در صورت غبن معامله را فسخ کند. ..
30 دی 1399

ماده 527 قانون مدنی

ماده ۵۲۷ هر گاه زمین به واسطه فقدان آب یا علل دیگر از این قبیل از قابلیت انتفاع خارج شود و رفع مانع ممکن نباشد عقد مزارعه منفسخ‌ میشود. ..
30 دی 1399

ماده 528 قانون مدنی

ماده ۵۲۸ اگر شخص ثالثی قبل از اینکه زمین مورد مزارعه تسلیم عامل شود آن را غصب کند عامل مختار بر فسخ میشود ولی اگر غصب بعد از‌ تسلیم واقع شود حق فسخ ندارد. ..
30 دی 1399

ماده 529 قانون مدنی

ماده ۵۲۹ عقد مزارعه به فوت متعاملین یا احد آنها باطل نمی‌شود مگر اینکه مباشرت عامل شرط شده باشد در این صورت به فوت او منفسخ ‌میشود. ..
30 دی 1399

ماده 530 قانون مدنی

ماده ۵۳۰ هر گاه کسی به مدت عمر خود مالک منافع زمینی بوده و آن را به مزارعه داده باشد عقد مزارعه به فوت او منفسخ میشود. ..
30 دی 1399

ماده 531 قانون مدنی

ماده ۵۳۱ بعد از ظهور ثمره زرع، عامل مالک حصه خود از آن میشود. ..
30 دی 1399

ماده 532 قانون مدنی

ماده ۵۳۲ در عقد مزارعه اگر شرط شود که تمام ثمره مال مزارع یا عامل تنها باشد عقد باطل است. ..
30 دی 1399

ماده 533 قانون مدنی

ماده ۵۳۳ اگر عقد مزارعه به علتی باطل شود تمام حاصل مال صاحب بذر است و طرف دیگر که مالک زمین یا آب یا صاحب عمل بوده است به نسبت آنچه که مالک بوده مستحق اجرت‌المثل خواهد بود. اگر بذر مشترک بین مزارع و عامل باشد حاصل و اجرت‌المثل نیز به نسبت بذر بین آنها ‌تقسیم میشود. ..
30 دی 1399

ماده 534 قانون مدنی

ماده ۵۳۴ هر گاه عامل در اثناء یا در ابتداء عمل آن را ترک کند و کسی نباشد که عمل را به جای او انجام دهد حاکم به تقاضای مزارع عامل را اجبار ‌به انجام میکند و یا عمل را به خرج عامل ادامه میدهد و در صورت عدم امکان مزارع حق فسخ دارد. ..
30 دی 1399

ماده 535 قانون مدنی

ماده ۵۳۵ اگر عامل زراعت نکند و مدت منقضی شود مزارع مستحق اجرت‌المثل است. ..
30 دی 1399

ماده 536 قانون مدنی

ماده ۵۳۶ هر گاه عامل به طور متعارف مواظبت در زراعت ننماید و از این حیث حاصل کم شود یا ضرر دیگر متوجه مزارع گردد عامل ضامن‌ تفاوت خواهد بود. ..
30 دی 1399

ماده 537 قانون مدنی

ماده ۵۳۷ هر گاه در عقد مزارعه زرع معینی قید شده باشد و عامل غیر آن را زرع نماید مزارعه باطل و بر طبق ماده ۵۳۳ رفتار میشود. ..
30 دی 1399

ماده 538 قانون مدنی

ماده ۵۳۸ هر گاه مزارعه در اثناء مدت قبل از ظهور ثمره فسخ شود حاصل مال مالک بذر است و طرف دیگر مستحق اجرت‌المثل خواهد بود. ..
30 دی 1399

ماده 539 قانون مدنی

ماده ۵۳۹ هر گاه مزارعه بعد از ظهور ثمره فسخ شود هر یک از مزارع و عامل به نسبتی که بین آنها مقرر بوده شریک در ثمره هستند لیکن از تاریخ ‌فسخ تا برداشت حاصل هر یک به اخذ اجرت‌المثل زمین و عمل و سایر مصالح‌ الاملاک خود که بحصه مقرر به طرف دیگر تعلق میگیرد مستحق‌ خواهد بود. ..
30 دی 1399

ماده 540 قانون مدنی

ماده ۵۴۰ هر گاه مدت مزارعه منقضی شود و اتفاقاً زرع نرسیده باشد مزارع حق دارد که زراعت را ازاله کند یا آن را به اخذ اجر‌المثل ابقاء نماید. ..
30 دی 1399

ماده 541 قانون مدنی

ماده ۵۴۱ عامل میتواند برای زراعت اجیر بگیرد یا با دیگری شریک شود ولی برای انتقال معامله یا تسلیم زمین به دیگری رضای مزارع لازم‌ است. ..
30 دی 1399

ماده 542 قانون مدنی

ماده ۵۴۲ خراج زمین به عهده مالک است مگر اینکه خلاف آن شرط شده باشد سایر مخارج زمین بر حسب تعیین طرفین یا متعارف است. ..
30 دی 1399

ماده 543 قانون مدنی

ماده ۵۴۳ مساقات معامله ‌ای است که بین صاحب درخت و امثال آن یا عامل در مقابل حصه مشاع معین از ثمره واقع میشود و ثمره اعم است از‌ میوه و برگ و گل و غیر آن. ..
30 دی 1399

ماده 544 قانون مدنی

ماده ۵۴۴ در هر مورد که مساقات باطل باشد یا فسخ شود تمام ثمره مال مالک است و عامل مستحق اجرت‌المثل خواهد بود. ..
30 دی 1399

ماده 545 قانون مدنی

ماده ۵۴۵ مقررات راجعه به مزارعه که در مبحث قبل ذکر شده است در مورد عقد مساقات نیز مرعی خواهد بود مگر اینکه عامل نمیتواند بدون ‌اجازه مالک معامله را به دیگری واگذار یا با دیگری شرکت نماید. ..
30 دی 1399

ماده 546 قانون مدنی

ماده ۵۴۶ مضاربه عقدی است که به موجب آن احد متعاملین سرمایه میدهد با قید اینکه طرف دیگر با آن تجارت کرده و در سود آن شریک ‌باشند صاحب سرمایه مالک و عامل مضارب نامیده میشود. ..
30 دی 1399

ماده 547 قانون مدنی

ماده ۵۴۷ سرمایه باید وجه نقد باشد. ..
30 دی 1399

ماده 548 قانون مدنی

ماده ۵۴۸ حصه هر یک از مالک و مضارب در منافع باید جزء مشاع از کل از قبیل ربع یا ثلث و غیره باشد. ..
30 دی 1399

ماده 549 قانون مدنی

ماده ۵۴۹ حصه‌های مزبوره در ماده فوق باید در عقد مضاربه معین شود مگر اینکه در عرف منجزاً معلوم بوده و سکوت در عقد منصرف به آن‌گردد. ..
30 دی 1399

ماده 550 قانون مدنی

ماده ۵۵۰ مضاربه عقدی است جائز. ..
30 دی 1399

ماده 551 قانون مدنی

ماده ۵۵۱ عقد مضاربه به یکی از علل ذیل منفسخ میشود: ۱) در صورت موت یا جنون یا سفه احد طرفین. ۲) در صورت مفلس شدن مالک. ۳) در صورت تلف شدن تمام سرمایه و ربح. ۴) ‌در صورت عدم امکان تجارتی که منظور طرفین بوده. ..
30 دی 1399

ماده 552 قانون مدنی

ماده ۵۵۲ هر گاه در مضاربه برای تجارت مدت معین شده باشد تعیین مدت موجب لزوم عقد نمیشود لیکن پس از انقضاء مدت مضارب‌ نمیتواند معامله بکند مگر با اجازه جدید مالک. ..
30 دی 1399

ماده 553 قانون مدنی

ماده ۵۵۳ در صورتی که مضاربه مطلق باشد یعنی تجارت خاصی شرط نشده باشد عامل میتواند هر قسم تجارتی را که صلاح بداند بنماید ولی ‌در طرز تجارت باید متعارف را رعایت کند. ..
30 دی 1399

ماده 554 قانون مدنی

ماده ۵۵۴ مضارب نمیتواند نسبت به همان سرمایه با دیگری مضاربه کند یا آن را به غیر واگذار نماید مگر با اجازه مالک. ..
30 دی 1399

ماده 555 قانون مدنی

ماده ۵۵۵ مضاربه باید اعمالی را که برای نوع تجارت متعارف و معمول بلد و زمان است بجا آورد ولی اگر اعمالی را که بر طبق عرف بایستی به اجیر رجوع کند خود شخصاً انجام دهد مستحق اجرت آن نخواهد بود. ..
30 دی 1399

ماده 556 قانون مدنی

ماده ۵۵۶ مضارب در حکم امین است و ضامن مال مضاربه نمیشود مگر در صورت تفریط یا تعدی. ..
30 دی 1399

ماده 557 قانون مدنی

ماده ۵۵۷ اگر کسی مالی برای تجارت بدهد و قرار گذارد که تمام منافع مال مالک باشد در این صورت معامله مضاربه محسوب نمیشود و عامل ‌مستحق اجرت‌المثل خواهد بود مگر اینکه معلوم شود که عامل عمل را تبرعاً انجام داده است. ..
30 دی 1399

ماده 558 قانون مدنی

ماده ۵۵۸ اگر شرط شود که مضارب ضامن سرمایه خواهد بود و یا خسارات حاصله از تجارت متوجه مالک نخواهد شد عقد باطل است مگر اینکه به طور لزوم شرط شده باشد که مضارب ازمال خود به مقدار خسارت یا تلف مجاناً به مالک تملیک کند. ..
30 دی 1399

ماده 559 قانون مدنی

ماده ۵۵۹ در حساب جاری یا حساب به مدت ممکن است با رعایت شرط قسمت اخیر ماده قبل احکام مضاربه جاری و حق‌ المضاربه به آن تعلق‌ بگیرد. ..
30 دی 1399

ماده 560 قانون مدنی

ماده ۵۶۰ به غیر از آنکه فوقاً مذکور شد مضاربه تابع شرایط و مقرراتی است که به موجب عقد بین طرفین مقرر است. ..
30 دی 1399

ماده 561 قانون مدنی

ماده ۵۶۱ جعاله عبارت است از التزام شخصی به اداء اجرت معلوم در مقابل عملی اعم از اینکه طرف معین باشد یا غیر معین. ..
30 دی 1399

ماده 562 قانون مدنی

ماده ۵۶۲ در جعاله ملتزم را جاعل و طرف را عامل و اجرت را جعل میگویند. ..
30 دی 1399

ماده 564 قانون مدنی

ماده ۵۶۴ در جعاله گذشته از عدم لزوم تعیین عامل ممکن است عمل هم مردد و کیفیات آن نامعلوم باشد. ..
30 دی 1399

ماده 565 قانون مدنی

ماده ۵۶۵ جعاله تعهدی است جائز و مادامی که عمل باتمام نرسیده است هر یک از طرفین میتوانند رجوع کنند ولی اگر جاعل در اثناء عمل ‌رجوع نماید باید اجرت‌المثل عمل عامل را بدهد. ..
30 دی 1399

ماده 566 قانون مدنی

ماده ۵۶۶ هر گاه در جعاله عمل دارای اجزاء متعدد بوده و هر یک از اجزاء مقصود بالاصاله جاعل بوده باشد و جعاله فسخ گردد عامل از‌اجرت‌المسمی به نسبت عملی که کرده است مستحق خواهد بود اعم از اینکه فسخ از طرف جاعل باشد یا از طرف خود عامل. ..
30 دی 1399

ماده 563 قانون مدنی

ماده ۵۶۳ در جعاله معلوم بودن اجرت من‌جمیع‌الجهات لازم نیست بنابراین اگر کسی ملتزم شود که هر کس گم شده او را پیدا کند حصه مشاع ‌معینی از آن مال او خواهد بود جعاله صحیح است. ..
30 دی 1399

ماده 567 قانون مدنی

ماده ۵۶۷ عامل وقتی مستحق جعل میگردد که متعلق جعاله را تسلیم کرده یا انجام داده باشد. ..
30 دی 1399

ماده 569 قانون مدنی

ماده ۵۶۹ مالی که جعاله برای آن واقع شده است از وقتی که بدست عامل میرسد تا به جاعل رد کند در دست او امانت است. ..
30 دی 1399

ماده 568 قانون مدنی

ماده ۵۶۸ اگر عاملین متعدد به شرکت هم عمل را انجام دهند هر یک به نسبت مقدار عمل خود مستحق جعل میگردد. ..
30 دی 1399

ماده 570 قانون مدنی

ماده ۵۷۰ جعاله بر عمل نامشروع و یا بر عمل غیر عقلائی باطل است. ..
30 دی 1399

ماده 571 قانون مدنی

ماده ۵۷۱ شرکت عبارت است از اجتماع حقوق مالکین متعدد در شیئی واحد به نحو اشاعه. ..
30 دی 1399

ماده 572 قانون مدنی

ماده ۵۷۲ شرکت اختیاری است یا قهری. ..
30 دی 1399

ماده 573 قانون مدنی

ماده ۵۷۳ شرکت اختیاری یا در نتیجه عقدی از عقود حاصل میشود یا در نتیجه عمل شرکاء از قبیل مزج اختیاری یا قبول مالی مشاعاً در ازاء ‌عمل چند نفر و نحو اینها. ..
30 دی 1399

ماده 574 قانون مدنی

ماده ۵۷۴ شرکت قهری اجتماع حقوق مالکین است که در نتیجه امتزاج یا ارث حاصل میشود. ..
30 دی 1399

ماده 575 قانون مدنی

ماده ۵۷۵ هر یک از شرکاء به نسبت سهم خود در نفع و ضرر سهیم میباشد مگر اینکه برای یک یا چند نفر از آنها در مقابل عملی سهم زیادتری ‌منظور شده باشد. ..
30 دی 1399

ماده 576 قانون مدنی

ماده ۵۷۶ طرز اداره کردن اموال مشترک تابع شرایط مقرره بین شرکاء خواهد برد. ..
30 دی 1399

ماده 577 قانون مدنی

ماده ۵۷۷ شریکی که در ضمن عقد به اداره کردن اموال مشترک ماذون شده است میتواند هر عملی را که لازمه اداره کردن است انجام دهد و به هیچ وجه مسئول خسارات حاصله از اعمال خود نخواهد بود مگر در صورت تفریط یا تعدی. ..
30 دی 1399

ماده 578 قانون مدنی

ماده ۵۷۸ شرکاء همه وقت میتوانند از اذن خود رجوع کنند مگر اینکه اذن در ضمن عقد لازم داده شده باشد که در این صورت مادام که شرکت ‌باقی است حق رجوع ندارند. ..
30 دی 1399

ماده 579 قانون مدنی

ماده ۵۷۹ اگر اداره کردن شرکت به عهده شرکاء متعدد باشد به نحوی که هر یک به طوراستقلال ماذون در اقدام باشد هر یک از آنها میتواند منفرداً به اعمالی که برای اداره کردن لازم است اقدام کند. ..
30 دی 1399

ماده 580 قانون مدنی

ماده ۵۸۰ اگر بین شرکاء مقرر شده باشد که یکی از مدیران نمیتواند بدون دیگری اقدام کند مدیری که بتنهائی اقدام کرده باشد در صورت عدم ‌امضاء شرکاء دیگر در مقابل شرکاء ضامن خواهد بود اگر چه برای ماذونین دیگر امکان فعلی برای مداخله در امر اداره کردن موجود نبوده باشد. ..
30 دی 1399

ماده 581 قانون مدنی

ماده ۵۸۱ تصرفات هر یک از شرکاء در صورتی که بدون اذن یا خارج از حدود اذن باشد فضولی بوده و تابع مقررات معاملات فضولی خواهد بود. ..
30 دی 1399

ماده 582 قانون مدنی

ماده ۵۸۲ شریکی که بدون اذن یا در خارج از حدود اذن تصرف در اموال شرکت نماید ضامن است. ..
30 دی 1399

ماده 583 قانون مدنی

ماده ۵۸۳ هر یک از شرکاء میتواند بدون رضایت شرکاء دیگر سهم خود را جزئاً یا کلاً بشخص ثالثی منتقل کند. ..
30 دی 1399

ماده 584 قانون مدنی

ماده ۵۸۴ شریکی که مال‌الشرکه در ید اوست در حکم امین است و ضامن تلف و نقص آن نمیشود مگر در صورت تفریط یا تعدی. ..
30 دی 1399

ماده 585 قانون مدنی

ماده ۵۸۵ شریک غیر ماذون در مقابل اشخاصی که با آنها معامله کرده مسئول بوده و طلبکاران فقط حق رجوع به او دارند. ..
30 دی 1399

ماده 586 قانون مدنی

ماده ۵۸۶ اگر برای شرکت در ضمن عقد لازمی مدت معین نشده باشد هر یک از شرکاء هر وقت بخواهد میتواند رجوع کند. ..
30 دی 1399

ماده 587 قانون مدنی

ماده ۵۸۷ شرکت به یکی از طرق ذیل مرتفع میشود: ۱) در صورت تقسیم. ۲) در صورت تلف شدن تمام مال شرکت. ..
30 دی 1399

ماده 588 قانون مدنی

ماده ۵۸۸ در موارد ذیل شرکاء ماذون در تصرف اموال مشترکه نمیباشند: ۱) در صورت انقضاء مدت ماذونیت یا رجوع از آن در صورت امکان رجوع. ۲) در صورت فوت یا محجور شدن یکی از شرکاء. ..
30 دی 1399

ماده 589 قانون مدنی

ماده ۵۸۹ هر شریک‌المال میتواند هر وقت بخواهد تقاضای تقسیم مال مشترک را بنماید مگر در مواردی که تقسیم به موجب این قانون ممنوع یا‌ شرکاء بوجه ملزمی ملتزم بر عدم تقسیم شده باشند. ..
30 دی 1399

ماده 590 قانون مدنی

ماده ۵۹۰ در صورتی که شرکاء بیش از دو نفر باشند ممکن است تقسیم فقط به نسبت سهم یک یا چند نفر از آنها بعمل آید و سهام دیگران باشاعه باقی بماند. ..
30 دی 1399

ماده 591 قانون مدنی

ماده ۵۹۱ هر گاه تمام شرکاء به تقسیم مال مشترک راضی باشند تقسیم به نحوی که شرکاء تراضی نمایند بعمل میآید و در صورت عدم توافق ‌بین شرکاء حاکم اجبار به تقسیم میکند مشروط بر اینکه تقسیم مشتمل بر ضرر نباشد که در این صورت اجبار جائز نیست و تقسیم باید به تراضی ‌باشد. ..
30 دی 1399

ماده 592 قانون مدنی

ماده ۵۹۲ هر گاه تقسیم برای بعضی از شرکاء مضر و برای بعض دیگر بیضرر باشد در صورتی که تقاضا از طرف متضرر باشد طرف دیگر اجبار ‌میشود و اگر بر عکس تقاضا از طرف غیر متضرر بشود شریک متضرر اجبار بر تقسیم نمیشود. ..
30 دی 1399

ماده 593 قانون مدنی

ماده ۵۹۳ ضرری که مانع از تقسیم میشود عبارت است از نقصان فاحش قیمت به مقداری که عادتا قابل مسامحه نباشد. ..
30 دی 1399

ماده 594 قانون مدنی

ماده ۵۹۴ هر گاه قنات مشترک یا امثال آن خرابی پیدا کرده و محتاج به تنقیه یا تعمیر شود و یک یا چند نفر از شرکاء بر ضرر شریک یا شرکاء دیگر ‌از شرکت در تنقیه یا تعمیر امتناع نمایند شریک یا شرکاء متضرر میتوانند بحاکم رجوع نمایند در این صورت اگر ملک قابل تقسیم نباشد حاکم‌ میتواند برای قلع ماده نزاع و دفع ضرر شریک ممتنع را به اقتضای موقع به شرکت در تنقیه یا تعمیر یا اجاره یا بیع سهم خود اجبار کند. ..
30 دی 1399

ماده 595 قانون مدنی

ماده ۵۹۵ هر گاه تقسیم متضمن افتادن تمام مال مشترک یا حصه یک یا چند نفر از شرکاء از مالیت باشد تقسیم ممنوع است اگر چه شرکاء تراضی‌ نمایند.ش ..
30 دی 1399

ماده 596 قانون مدنی

ماده ۵۹۶ در صورتی که اموال مشترک متعدد باشد قسمت اجباری در بعضی از آنها ملازم با تقسیم باقی اموال نیست. ..
30 دی 1399

ماده 597 قانون مدنی

ماده ۵۹۷ تقسیم ملک از وقف جایز است ولی تقسیم مال موقوفه بین موقوف‌علیهم جایز نیست. ..
30 دی 1399

ماده 598 قانون مدنی

ماده ۵۹۸ ترتیب تقسیم آن است که اگر مال مشترک مثلی باشد به نسبت سهام شرکاء افراز میشود و اگر قیمتی باشد بر حسب قیمت تعدیل ‌میشود و بعد از افراز یا تعدیل در صورت عدم تراضی بین شرکاء حصص آنها به قرعه معین میگردد. ..
30 دی 1399

ماده 599 قانون مدنی

ماده ۵۹۹ تقسیم بعد از آنکه صحیحاً واقع شد لازم است و هیچیک از شرکاء نمیتواند بدون رضای دیگران از آن رجوع کند. ..
30 دی 1399

ماده 600 قانون مدنی

ماده ۶۰۰ هر گاه در حصه یک یا چند نفر از شرکاء عیبی ظاهر شود که در حین تقسیم عالم به آن نبوده شریک یا شرکاء مزبور حق دارند تقسیم را ‌بهم بزنند. ..
30 دی 1399

ماده 601 قانون مدنی

ماده ۶۰۱ هر گاه بعد از تقسیم معلوم شود که قسمت به غلط واقع شده است تقسیم باطل میشود. ..
1 بهمن 1399

ماده 602 قانون مدنی

ماده ۶۰۲ هر گاه بعد از تقسیم معلوم شود که مقدار معینی از اموال تقسیم شده مال غیر بوده است در صورتی که مال غیر در تمام حصص مفروزاً ‌به تساوی باشد تقسیم صحیح و الا باطل است. ..
1 بهمن 1399

ماده 603 قانون مدنی

ماده ۶۰۳ ممر و مجرای هر قسمتی که از متعلقات آن است بعد از تقسیم مخصوص همان قسمت میشود. ..
1 بهمن 1399

ماده 604 قانون مدنی

ماده ۶۰۴ کسی که در ملک دیگری حق ارتفاق دارد نمیتواند مانع از تقسیم آن ملک بشود ولی بعد از تقسیم حق مزبور به حال خود باقی میماند. ..
1 بهمن 1399

ماده 605 قانون مدنی

ماده ۶۰۵ هر گاه حصه بعضی از شرکاء مجرای آب یا محل عبور حصه شریک دیگر باشد بعد از تقسیم حق مجری یا عبور ساقط نمیشود مگر ‌اینکه سقوط آن شرط شده باشد و همچنین است سایر حقوق ارتفاقی. ..
1 بهمن 1399

ماده 606 قانون مدنی

ماده ۶۰۶ هر گاه ترکه میت قبل از اداء دیون تقسیم شود و یا بعد از تقسیم معلوم شود که بر میت دینی بوده است طلبکار باید به هر یک از وراث به نسبت سهم او رجوع کند و اگر یک یا چند نفر از وراث معسر شده باشد طلبکار میتواند برای سهم معسر یا معسرین نیز به وارث دیگر رجوع نماید. ..
1 بهمن 1399

ماده 607 قانون مدنی

ماده ۶۰۷ ودیعه عقدی است که به موجب آن یک نفر مال خود را به دیگری می‌سپارد برای آنکه آن را مجاناً نگه دارد. ودیعه‌گذار مودع و‌ ودیعه‌گیر را مستودع یا امین میگویند. ..
1 بهمن 1399

ماده 608 قانون مدنی

ماده ۶۰۸ در ودیعه قبول امین لازم است اگر چه به فعل باشد. ..
1 بهمن 1399

ماده 609 قانون مدنی

ماده ۶۰۹ کسی میتواند مالی را به ودیعه گذارد که مالک یا قائم مقام مالک باشد و یا از طرف مالک صراحتاً یا ضمناً مجاز باشد. ..
1 بهمن 1399

ماده 610 قانون مدنی

ماده ۶۱۰ در ودیعه طرفین باید اهلیت برای معامله داشته باشند و اگر کسی مالی را از کسی دیگر که برای معامله اهلیت ندارد به عنوان ودیعه ‌قبول کند با