“رای دادگاه بدوی”
در خصوص دادخواست … با وکالت جناب … علیه … با وکالت جناب سبحان فتح اللهی خواسته / مطالبه خسارت دادرسی _ مطالبه اجرت المثل اموال بدین شرح: موکل اینجانب به موجب اسناد از ورثه قانونی شادروان آقای … است که حالیه به میزان حصه و سهم الارث قانونی خود مالک قهری ملک موضوع دعواست مع الوصف با وجود احراز مالکیت نام برده و با عنایت به انقضاء مدت قرارداد تنظیمی فی مابین خوانده محترم مورث و درخواست های مکرر شفاهی و کتبی اظهارنامه مبنی بر مطالبه اجرت المثل ایام تصرف خوانده محترم که دیگر هیچ گونه اذن و اجازه مبنی بر ادامه تصرف ملک مذکور را نداشتهاند و متاسفانه تاکنون نه تنها ملک مورد دعوا علی رغم دستورات صادره از مراجع ذیصلاح را تخلیه ننموده است بلکه از پرداخت هرگونه وجهی به عنوان ایام تصرف امتناع مینماید لذا با توجه به احترام به حق مالکیت افراد و از آنجا که موکل مالک رسمی و قانونی حصه خود میباشد و تصرف خوانده محترم در حکم غصب و عمل وی قانون غاصبانه است تقاضای رسیدگی و صدور حکم شایسته مبنی بر محاسبه اجرت المثل ایام تصرف با جلب نظر کارشناس و محکومیت خوانده محترم به پرداخت آن به نسبت سهم خواهان را از تاریخ … لغایت اجرای حکم مورد استدعاست قبلاً از بذل توجه و عنایت آن دادگاه محترم کمال تشکر و امتنان را دارد وکیل خوانده دفاع نموده است به استحضار میرساند 1. با عنایت به عدم استرداد ودیعه دریافتی توسط موجر امکان مطالبه اجرت المثل به سبب تصرف عین مستاجره پس از انقضاء مورد اجاره وجود ندارد و عدم عودت ودیعه پرداختی مستاجر پس از پایان مدت اجاره حاکی از رضایت موجر به ادامه پرداخت مستاجر با همان شرایط اجرت سابق است و موجر حق تقاضای اجرت المثل اضافی برای این مدت را ندارد 2. حسب صراحت ماده 4 از قانون روابط موجر و مستاجر سال 1376 و ماده 19 آیین نامه اجرایی آن تخلیه عین مستاجر موکول به استرداد ودیعه قرض الحسنه به مستاجر یا تودیع آن در حساب دادگستری میباشد 3. با توجه به آمره بودن قانون فوق الذکر و فلسفه آن که عدم ایجاد تعذر برای مستاجر جهت انعقاد قرارداد جدید اجاره و انتقال اسباب خود میباشد مطالبه اجرت المثل در حالی که مبلغ ودیعه همچنان در ید موجر میباشد فاقد وجاهت قانونی میباشد 4. با توجه به عدم اقدام خواهان محترم به نحو مندرج در قانون آمره مطالبه اجرت المثل اموال به شرح مندرج دربند 15 ماده 6 قرارداد اجاره استنادی وی فاقد وجاهت قانونی بوده و خواسته خواهان محترم در زمانی مصداق دارد که ودیعه مقرر در قرارداد اجاره را به مستاجر پرداخت یا در حساب و دادگستری تودیع کرده باشد 5. تعلق اجرت المثل تابع شرایطی از جمله غاصبانه بودن ید متصرف بر ملک میباشد در حالی که ید متصرف مسبوق به اذن قبلی و استنکاف در تخلیه تا زمان دریافت ودیعه که رقم قابل توجهی میباشد خود مجوزی قانونی برای مستاجر است 6. تا زمانی که مبلغ ودیعه به مستاجر پرداخت نگردد موضوع مشمول ماده 501 قانون مدنی میباشد نه ماده 494 آن قانون لذا مطالبه اجرت المثل فاقد جایگاه قانونی میباشد 7. موکل حسب اظهارنامه شماره … مورخ … نسبت به اعلام آمادگی برای تخلیه و مطالبه مبلغ قرض الحسنه اقدام نموده است لذا عدم استرداد مبلغ ودیعه توسط وراث موجر مصداق قاعده اقدام بوده و نشان از عدم استحقاق آنها در خصوص اجرت المثل دارد ۸ خواهان محترم نسبت به اقامه دعوا تخلیه علیه موکل اقدام نموده و همانطور که در دادنامه شماره … مورخ … آمده است تخلیه منوط به استرداد مبلغ ودیعه میباشد و عدم پرداخت ودیعه توسط وراث موجر دلیلی روشن بر اقدام علیه خود و عدم استحقاق اجرت المثل دارد علی هذا با عنایت به موارد معروضه دور حکم به بیحقی خواهان مورد استدعاست دادگاه با عنایت به مراتب امر و مفاد دادخواست تقدیمی و مستندات ابرازی و نیز توجهاً به مفاد اظهارنامههای خوانده خطاب به خواهان و سایر ورثه مبنی بر اینکه آماده تخلیه بوده و ودیعه پرداخت شود و در جواب آن اظهارنامه مطلبی از سوی خواهان که مفید نقض ادعای خوانده باشد ارائه نگردیده است و عنایتاً به اینکه خوانده آماده تخلیه بوده و عدم تخلیه ایشان ناشی از عدم پرداخت ودیعه بوده است که رعایت نشده است دعوی خواهان را وارد ندانسته مستنداً به ماده 197 قانون آیین دادرسی مدنی قرار رد دعوی خواهان را صادر و اعلام مینماید رای صادره حضوری محسوب و ظرف مهلت 20 روز قابل تجدید نظرخواهی در دادگاه محترم تجدید نظر استان تهران است
قاضی شعبه 114 دادگاه عمومی حقوقی مجتمع قضایی شهید باهنر تهران _ امرالله عربی